مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی The Sound of Silence از Disturbed به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 95

Hello darkness, my old friend
I’ve come to talk with you again
Because a vision softly creeping
Left its seeds while I was sleeping
And the vision that was planted in my brain
Still remains
Within the sound of silence

In restless dreams I walked alone
Narrow streets of cobblestone
‘Neath the halo of a street lamp
I turned my collar to the cold and damp
When my eyes were stabbed by the flash of a neon light
That split the night
And touched the sound of silence

And in the naked light I saw
Ten thousand people, maybe more
People talking without speaking
People hearing without listening
People writing songs that voices never share
And no one dared
Disturb the sound of silence

“Fools”, said I, “you do not know
Silence like a cancer grows
Hear my words that I might teach you
Take my arms that I might reach you”
But my words, like silent raindrops fell
And echoed in the wells of silence

And the people bowed and prayed
To the neon God they made
And the sign flashed out its warning
And the words that it was forming

And the sign said,
“The words of the prophets
Are written on the subway walls
And tenement halls
And whispered in the sound of silence”

ترجمه فارسی

سلام تاریکی،دوست قدیمی من
آمده ام تا باز با تو سخن بگویم
چراکه یک خیال به آرامی در ذهنم رسوخ و
هنگام خواب در ذهنم پدیدار شد
و آن خیال که در ذهنم کاشته شد
کماکان باقیست
درون صدای بی صدایی

در رویاهای آشفته ،من تنها قدم زدم
کوچه های باریک سنگ فرش شده
به زیر هاله نور چراغ خیابانها
از شدت سرما یقه ام را سفت تر کردم
زمانی که چشمانم با نور کورکننده لامپ نئون روبرو شد
تاریکی شب را شکافت
و صدای سکوت را بر هم زد

و به چشم دیدم در آن روشنایی محض
ده ها هزار نفر،و شاید بیشتر
آدمها حرف میزدند بدون آنکه گفتگو(ی پور معنی) کنند
آدمها می شنیدند بدون آنکه گوش فرا دهند
آدمها ترانه هایی می سرودند که به گوش کسی نمی رسید
هیچکس شهامت نکرد
تا صدای سکوت را بشکند

رو کردم گفتم: ای جماعت نادان،شما آگاه نیستید
سکوت چون سرطان گسترش می یابد
سخن مرا بشنوید، شاید به شما بیاموزم
دست مرا بگیرید، شاید بسوی شما دراز کنم
اما سخنان من چون قطره های بی صدای باران فرود آمد
و در دیواره های چاه سکوت طنین انداز شد

و مردم شروع کردن به کرنش و نیایش
خدایان نئونی(دروغین) ساخته دست خودشان
ناگهان تابلوی نئون به نشانه هشدار درخشید
و به شکل کلمات بر آن نقش بست
و بر روی تابلو چنین نوشته بود”سخنان پیامبران
بر روی دیوار متروها نوشته شده بود
و بروی دیوار خانه ها
و در صدای سکوت زمزمه شد

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید