مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Cigar (سیگار) از Tamino به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 128

You, look at me now
With those hollow eye sockets and smile
And it seems all a lie, what they’ve told me so far
And you, showed me that life
Isn’t all about extending your time
Though it’s the perfect time for a bottle of wine

And why, do I still care?
About all who might recall me
For everything dies, so does memory
And why, am I still surprised?
About all who pray their sins away
Only to be part of this grand ballet

When time occurs
Don’t make it right,
Don’t make me right
It’s me to decide
This or that side
This or that side

Death, suits you dear sir
Like a beautiful coat but then without all the fur
I wonder would it fit me? What would you have me prefer?
You know some people ’d rather not exist
They put a gun to the heart or a knife through the wrist
We ought to think they aren’t smart but it could be something I missed

Right then, she kisses my skin
I don’t know what this is or where to begin
This fills me up with bliss, don’t tell me this was a dream
And she, showed me that life
Isn’t all about explaining your time
Though it’s the perfect time to lay all night

When time occurs
Don’t make it right
Don’t make me right
It’s me to decide
This or that side

I need your word
Leave it aside
Just don’t make me right
It’s me to decide
This or that side
This or that side
This or that side

You, look at me now
With a burning cigar hanging out your mouth
And it seems all a lie, what they’ve told me so far

ترجمه فارسی

تو، نگام میکنی
با اون حدقه چشمای تو خالی (بی روح و جون)، و لبخند میزنی 
و حالا همش برام یه دروغه، هرچیزی که تا الان بهم گفتن
و تو، بهم نشون میدی که زندگی…
همش درمورد توسعه دادن زمانمون (استفاده درست از زمانمون و در یادها موندن) نیست
نه، بلکه بهترین زمانه برای شراب نوشیدن (انجام کاری که بهمون لذت میده) 

و چرا باید همچنان اهمیت بدم؟
به اینکه چه کسایی منو به یاد خواهند داشت
چون همه چیز میمیره، همینطور خاطرات
و چرا همچنان متعجب میشم؟
به خاطر اونایی که برای بخشایش گناهانشون دعا میکنن
اونا هم زیاد از این قافله (جریان) جدا نیستن مگه نه؟

وقتش که رسید (وقتی که اتفاق افتاد)
سعی نکن درستش کنی
سعی نکن نظرمو برگردونی (عوض کنی)
این منم که تصمیم میگیرم
این طرف باشم یا اون طرف
این طرف باشم یا اون طرف

مرگ، خیلی بهت میاد آقای عزیز
مث یه کت زیبا ولی بدون خز
موندم (برام سواله) به منم میاد یا نه؟ به نظرت من چی ترجیح میدم؟ 
میدونی بعضی مردم ترجیح میدن وجود نداشته باشن
یه اسلحه میزارن رو قلبشون یا یه چاقو رو مچشون (شاه رگ)
به ما گفته شده (باید فکر کنیم) اونا ادمای احمقین (کسایی که خودکشی میکنن) یا شایدم چیزیه که من از دستش دادم

درست همون لحظه، او پوستم (تنم) رو میبوسه 
نمیدونم این چیه یا باید از کجا شروع کنم
ولی منو سرشار از سعادت کرد، نگو که همش یه رویا بود
و او (معشوقه/فرشته مرگ) نشونم داد که زندگی…
همش درمورد این نیست که دنبال توضیحی برای (گزروندن) زمانت باشی 
نه، بلکه بهترین زمانه برای این که کل شب رو دراز بکشی 

وقتش که رسید (وقتی که اتفاق افتاد)
سعی نکن درستش کنی
سعی نکن نظرمو برگردونی (عوض کنی)
این منم که تصمیم میگیرم
این طرف باشم یا اون طرف

ازت میخوام بهم قول بدی
که بیخیالش میشی
فقط سعی نکن نظرمو عوض کنی
این منم که تصمیم میگیرم
این طرف باشم یا اون طرف
این طرف باشم یا اون طرف
این طرف باشم یا اون طرف

تو، نگام میکنی
با اون سیگار روشن (درحال سوختن) لب دهنت
و به نظر همش دروغه، هرچی تا الان بهم گفتن

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید