مجله موسیقی ملود
0

آهنگ اسپانیایی La camisa negra (تی‌شرت سیاه) از Juanes به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 119

Tengo la camisa negra
Hoy mi amor está de luto
Hoy tengo en el alma una pena
Y es por culpa de tu embrujo

Hoy sé que tu ya no me quieres
Y eso es lo que más me hiere
Que tengo la camisa negra
Y una pena que me duele

Mal parece que solo me quedé
Y fue pura todita tu mentira
Que maldita mala suerte la mía
Que aquel día te encontré

Por beber del veneno malevo de tu amor
Yo quedé moribundo y lleno de dolor
Respiré de ese humo amargo de tu adiós
Y desde que tú te fuiste yo solo tengo

Tengo la camisa negra
Porque negra tengo el alma
Yo por ti perdí la calma
Y casi pierdo hasta mi cama

Cama cama come on baby
Te digo con disimulo
Que tengo la camisa negra
Y debajo tengo el difunto

Tengo la camisa negra
Ya tu amor no me interesa
Lo que ayer me supo a gloria
Hoy me sabe a pura

Miércoles por la tarde y tú que no llegas
Ni siquiera muestras señas
Y yo con la camisa negra
Y tus maletas en la puerta

Mal parece que solo me quedé
Y fue pura todita tu mentira
Que maldita mala suerte la mía
Que aquel día te encontré

Por beber del veneno malevo de tu amor
Yo quedé moribundo y lleno de dolor
Respiré de ese humo amargo de tu adiós
Y desde que tú te fuiste yo solo tengo

Tengo la camisa negra
Porque negra tengo el alma
Yo por ti perdí la calma
Y casi pierdo hasta mi cama

Cama cama come on baby
Te digo con disimulo
Que tengo la camisa negra
Y debajo tengo el difunto

Tengo la camisa negra
Porque negra tengo el alma
Yo por ti perdí la calma
Y casi pierdo hasta mi cama

Cama cama come on baby
Te digo con disimulo
Que tengo la camisa negra
Y debajo tengo el difunto

ترجمه فارسی


تی‌شرت سیاهی در بر دارم
زیرا امروز برای عشق زار می‌گریم
امروز رنجی در روحم دارم و
این از اثر طلسم توست امروز می‌دانم که هرگز دوستم نداشتی
و این بیش از همه چیز می‌آزاردم
تی‌شرت سیاهی بر تن دارم
و دردی در وجودم رسوخ کرده است.
شرم‌آور است که چنین تنهایم
تنها به این دلیل که تو دروغ گفتی
و نیز به خاطر اقبال کج لعنتی‌ام
در همان اولین روزی که دیدمت
از اثر نوشیدن زهر عشق تو
پر از اسف و مشرف به موتم
هنوز دود تلخ وداعت را استشمام می‌کنم
و از وقتی که تو رفته‌ای تنها چیزی که دارم…
تی‌شرت سیاهی‌ست که در بر دارم.
که با تاریکی روحم بخواند
شوق خود را به تمامی بر سر تو از دست دادم
حتی بسترم نیز سرد شد
بیا بیا بیا عزیزم
با تو خواهم گفت که تی‌شرت سیاهی که بر تن دارم،
تنها پوششی‌ست که نبینی آن زیر جسدی بیش نیستم
تی‌شرت سیاهی بر تن دارم
و عشق تو دیگر برایم معنی ندارد
دیروز خیال می‌کردم به تمامی شادی است
امروز دریافتم که تنها گ… خالص بود.
چهارشنبه عصر بنا بود بیایی
و اثری از تو نبود
و هیچ نشانه‌ای هم باقی نگذاشتی که بدانم
پس این منم امروز،
با تی‌شرت سیاهی بر تن و
چمدانت را دم در گذاشتم
شرم‌آور است که تنهایم
تنها به خاطر دروغگویی تو
و نیز به خاطر اقبال کجم
در نخستین روزی که دیدمت.
از نوشیدن شرنگ عشق تو
مشرف به موت و پر از اسفم
هنوز دود تلخ خداحافظی‌ات را استشمام می‌کنم
و از وقتی که رفته‌ای تنها چیزی که دارم…
تی‌شرت سیاهی‌ست که در بر دارم
به تمامی شوق مرا کشتی
و بسترم را برای ابد سرد کردی.
بیا بیا بیا عزیزم تا بگویمت
که تی‌شرت سیاهی که بر تن دارم
پوششی‌ست تا نبینی که آن زیر تنها یک جسدم

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید