مجله موسیقی ملود
0

آهنگ فرانسوی La Bohème (لا بوئم) از Charles Aznavour به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 129

Je vous parle d’un temps
Que les moins de vingt ans ne peuvent pas connaître
Montmartre en ce temps-là accrochait ses lilas
Jusque sous nos fenêtres et si l’humble garni
Qui nous servait de nid ne payait pas de mine
C’est là qu’on s’est connus
Moi qui criait famine et toi qui posais nue.

La bohème, la bohème.
Ça voulait dire on est heureux
La bohème, la bohème.
Nous ne mangions qu’un jour sur deux

Dans les cafés voisins
Nous étions quelques-uns
Qui attendions la gloire et bien que miséreux
Avec le ventre creux
Nous ne cessions d’y croire et quand quelque bistro
Contre un bon repas chaud
Nous prenait une toile, nous récitions des vers
Groupés autour du poêle en oubliant l’hiver

La bohème, la bohème,
Ça voulait dire tu es jolie.
La bohème, la bohème,
Et nous avions tous du génie.

Souvent il m’arrivait
Devant mon chevalet
De passer des nuits blanches
Retouchant le dessin
De la ligne d’un sein
Du galbe d’une hanche et ce n’est qu’au matin
Qu’on s’asseyait enfin
Devant un café-crème
Épuisés mais ravis
Fallait-il que l’on s’aime et qu’on aime la vie.

La bohème, la bohème,
Ça voulait dire on a 20 ans
La bohème, la bohème,
Et nous vivions de l’air du temps.

Quand au hasard des jours
Je men vais faire un tour
À mon ancienne adresse
Je ne reconnais plus
Ni les murs, ni les rues
Qui ont vu ma jeunesse
En haut d’un escalier
Je cherche l’atelier
Dont plus rien ne subsiste
Dans son nouveau décor
Montmartre semble triste et les lilas sont morts.

La bohème, la bohème,
On était jeunes, on était fous.
La bohème, la bohème,
Ça ne veut plus rien dire du tout.

ترجمه فارسی

برایتان از زمانی حرف می زنم
که برای زیر بیست ساله ها قابل درک نیست
آن زمانها که یاسهای مونمارتر
درست از زیر پنجره یمان آویزان بود
و اگرچه اتاق محقری که آشیانه مان شده بود
آنقدرها خوب به نظر نمی رسید
همان جایی بود که ما با هم آشنا شدیم
منی که با فقر دست و پنجه نرم می کردم و
تویی که مدل عریان نقاشان بودی

لا بوئم، لا بوئم
به این معنا بود که ما خوشبختیم
لا بوئم، لا بوئم
ما یک روز در میان غذا می خوردیم

در قهوه خانه های اطراف
ما معدود کسانی بودیم که با تهی دستی
در انتظار به شهرت رسیدن بودیم
با شکمهای گرسنه
هرگز دست از باورمان نمی شستیم
و اگر رستورانی
در مقابل یک غذای گرم
یکی از تابلو هایمان را
بر می داشت
از خوشحالی به آواز در می آمدیم
و دور آتش جمع می شدیم
تا زمستان را به فراموشی بسپاریم

لا بوئم ، لا بوئم
به این معنا بود که تو زیبایی
لا بوئم ، لا بوئم
و ما همگی با استعداد بودیم

اغلب پیش می آمد
که جلوی بوم نقاشی ام
تا صبح بیدار می ماندم
تا طرحی از خط سینه
یا انحنای باسن را اصلاح کنم
و تنها صبح ها بود
که بالاخره می توانستیم
با فنجان شیر قهوه ای
در دستانمان
خسته اما شادمان
در کنار هم بنشینیم
یقینایکدیگر را بسیار
دوست می داشتیم
و همینطور زندگی را

لا بوئم ، لا بوئم
به این معنا بود که ما بیست ساله هستیم
لا بوئم ، لا بوئم
و ما در روح زمانه زندگی می کردیم

وقتی روزی اتفاقی
قدم زنان به آدرس قدیمی خودم رفتم
دیگر برایم قابل شناسایی نبودند
نه دیوارها و نه کوچه هایی که
نظاره گر روزگار جوانی ام بودند
در بالای راه پله ای
به دنبال آن آتلیه گشتم
که البته از آن چیزی باقی نمانده بود
با دکور جدیدش
مونمارترغمگین به نظر می رسید
و یاس هایش مرده

لا بوئم ، لا بوئم
ما جوان بودیم ، ما دیوانه بودیم
لا بوئم ، لا بوئم
دیگر هیچ معنایی ندارد

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید