[Couplet 1]
Puisqu’on ne vivra jamais tout les deux
Puisqu’on est fou, puisqu’on est seul
Puisqu’ils sont si nombreux
Même la morale parle pour eux
J’aimerais quand même te dire
Tout ce que j’ai pu écrire
Je l’ai puisé à l’encre de tes yeux
[Couplet 2]
Je n’avais pas vu que tu portais des chaînes
À trop vouloir te regarder
J’en oubliais les miennes
On rêvait de Venise et de liberté
J’aimerais quand même te dire
Tout ce que j’ai pu écrire
C’est ton sourire qui me l’a dicté
[Couplet 3]
Tu viendras longtemps marcher dans mes rêves
Tu viendras toujours du côté
Où le soleil se lève
Et si malgré ça j’arrive à t’oublier
J’aimerais quand même te dire
Tout ce que j’ai pu écrire
Aura longtemps le parfum des regrets
[Couplet 4]
Mais puisqu’on ne vivra jamais tous les deux
Puisqu’on est fou, puisqu’on est seul
Puisqu’ils sont si nombreux
Même la morale parle pour eux
J’aimerais quand même te dire
Tout ce que j’ai pu écrire
Je l’ai puisé à l’encre de tes yeux
ترجمه فارسی
[بیت ۱]
از آنجایی که هرگز با هم زندگی نخواهیم کرد
از آنجایی که دیوانهایم، از آنجایی که تنها هستیم
از آنجایی که تعدادشان بسیار زیاد است
حتی اخلاق نیز به جای آنها صحبت میکند
هنوز دوست دارم به تو بگویم
هر آنچه نوشتهام
آن را از جوهر چشمان تو کشیدهام
[بیت ۲]
متوجه نشده بودم که زنجیر به گردن داری
چون میخواستم با دقت به تو نگاه کنم
چشمان خودم را فراموش کردم
ما رویای ونیز و آزادی را در سر میپروراندیم
هنوز دوست دارم به تو بگویم
هر آنچه نوشتهام
لبخند تو بود که آن را به من دیکته کرد
[بیت ۳]
مدت زیادی در رویاهایم قدم خواهی زد
همیشه از کنار خواهی آمد
جایی که خورشید طلوع میکند
و اگر با وجود این، بتوانم تو را فراموش کنم
هنوز دوست دارم به تو بگویم
هر آنچه نوشتهام
برای مدت طولانی بوی پشیمانی خواهد داشت
[بیت ۴]
اما از آنجایی که هرگز با هم زندگی نخواهیم کرد
از آنجایی که دیوانهایم، از آنجایی که تنهاییم
از آنجایی که چیزهای زیادی وجود دارد بسیاری از آنها
حتی اخلاق نیز به جای آنها صحبت میکند
هنوز هم دوست دارم به تو بگویم
هر آنچه را که توانستهام بنویسم
از جوهر چشمان تو کشیدم
نظرات کاربران