مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Unsuspecting Sunday Afternoon از Backstreet Boys به همراه متن و ترجمه مجزا

How come I was the last to know
Took the stage then you stole the show
Another unsuspecting Sunday afternoon
I was captured by that stare
Now I’m shattered, but I don’t care
And the people walking by don’t have a clue
That I kissed your face
Till the sun was in our eyes
Till the afternoon arrived
And I can’t explain
Last night I saw the fireworks
The kind of pain that never hurts
The one you hate to love is made for you
Another unsuspecting Sunday afternoon
Monday is a funny thing
Still waiting for the phone to ring
Will my imagination take it slow
After Saturday, my life is changed
In a moment it was rearranged
Strange how easy it is letting go
And I miss your face
Like the sun was in my eyes
And now I’m running blind
And I can’t explain
Last night I saw the fireworks
The kind of pain that never hurts
The one you hate to love is made for you
Another unsuspecting Sunday afternoon
This sweet relief
Unexpected things
Is this the end or only the beginning
I miss your face
Like the sun was in my eyes
Like the afternoon
Now I’m running blind (running blind)
I can’t explain (can’t explain)
Last night I saw the fireworks
The kind of pain that never hurts
The one you hate to love that’s made for you
Another unsuspecting Sunday afternoon
Another unsuspecting Sunday afternoon

ترجمه فارسی

چطور من آخرین نفری بودم که فهمیدم؟
روی صحنه رفتم و بعد تو نمایش را دزدیدی؟
یک عصر یکشنبه‌ی بی‌خبر دیگر
من اسیر آن نگاه خیره شدم.
حالا من خرد شده‌ام، اما برایم مهم نیست.
و مردمی که از کنارم رد می‌شوند هیچ سرنخی ندارند.
که من صورتت را بوسیدم.
تا وقتی که خورشید در چشمانمان بود.
تا وقتی که بعد از ظهر رسید.
و من نمی‌توانم توضیح دهم.
دیشب آتش‌بازی را دیدم.
نوعی دردی که هرگز درد ندارد.
کسی که از دوست داشتنش متنفری، برای تو ساخته شده است.
یک عصر یکشنبه‌ی بی‌خبر دیگر.
دوشنبه چیز خنده‌داری است.
هنوز منتظر زنگ تلفن هستم.
آیا تخیل من آرام خواهد گرفت؟
بعد از شنبه، زندگی من تغییر کرد.
در یک لحظه دوباره مرتب شد.
عجیب است که چقدر راحت می‌توان رها کرد.
و دلم برای صورتت تنگ شده است.
انگار خورشید در چشمانم بود.
و حالا دارم کور می‌شوم.
و نمی‌توانم توضیح دهم.
دیشب آتش‌بازی را دیدم.
نوعی دردی که هرگز درد ندارد.
کسی که از دوست داشتنش متنفری، برای تو ساخته شده است.
یکی دیگر عصر یکشنبه‌ی بی‌خبر
این آسودگی شیرین
چیزهای غیرمنتظره
آیا این پایان است یا فقط آغاز
دلم برای صورتت تنگ شده
انگار خورشید توی چشم‌هایم بود
مثل عصر
حالا دارم کور می‌شوم (کور می‌شوم)
نمی‌توانم توضیح دهم (نمی‌توانم توضیح دهم)
دیشب آتش‌بازی را دیدم
نوعی دردی که هرگز درد ندارد
آن دردی که از دوست داشتنش متنفری و برای تو ساخته شده است
یک عصر یکشنبه‌ی بی‌خبر دیگر
یک عصر یکشنبه‌ی بی‌خبر دیگر

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X