مجله موسیقی ملود
0

آهنگ فرانسوی Même si ça fait mal از Anne Sila و Matt Simons به همراه متن و ترجمه مجزا

Quel dommage, je n’ai plus rien à te dire
J’ai laissé l’orage éclater et repartir
Quand vient l’heure du dernier dos à dos
À quoi bon rêver d’Eldorado?
Je déchire les pages des plus beaux jours et des pires
Regarde-moi hisser le drapeau blanc
Je n’veux plus résister aux attaques du temps
Et même si ça fait mal, la foutue réalité
J’m’échappe du train qui déraille
Je quitte notre champ de bataille
Don’t apologize, I know you wouldn’t mean it
Oh, what difference would it make?
You always get your way across, while it may
Hey, hey j’ai tant perdu de temps
Dis-moi qui s’en mêle maintenant, maintenant
Baby, I could drown, but I saw inside your heart
You ever notice what you have become
Did you pay attention to damages done?
With the way you lie, it’s no way to leave a mark
A lust for power’s oozing from your skin
I know you hate to lose, I won’t let you win
Et même si ça fait mal, la foutue réalité
J’m’échappe du train qui déraille
Je quitte notre champ de bataille
Don’t apologize, I know you wouldn’t mean it
Oh, what difference would it make?
You always get your way across, while it may
Hey, hey j’ai tant perdu de temps
Dis-moi qui s’en mêle maintenant, maintenant
Oh, nos premières fois je les efface
Tous nos témoins d’amour fou
Je n’aurai plus besoin de nous, oh, oh
Nos monuments, je les déplace
Et même si ça fait mal, la foutue réalité
J’m’échappe du train qui déraille
Je quitte notre champ de bataille
Don’t apologize, I know you wouldn’t mean it
Oh, what difference would it make?
You always get your way across, while it may
Hey, hey j’ai tant perdu de temps
Dis-moi qui s’en mêle maintenant, maintenant

ترجمه فارسی

چه حیف، دیگر چیزی برای گفتن به تو ندارم
می‌گذارم طوفان فروکش کند و به راهم ادامه می‌دهم
وقتی زمان آخرین نبرد پشت سر هم فرا می‌رسد
چه فایده‌ای دارد که رویای الدورادو را در سر بپرورانی؟
صفحات بهترین و بدترین روزها را پاره می‌کنم
نگاهم کن که پرچم سفید را بالا می‌برم
دیگر نمی‌خواهم در برابر هجوم زمان مقاومت کنم
و حتی اگر دردناک باشد، لعنت به واقعیت
از قطار از ریل خارج شده فرار می‌کنم
میدان نبردمان را ترک می‌کنم
عذرخواهی نکن، می‌دانم که منظوری نداری
اوه، چه فرقی می‌کند؟
همیشه راهت را پیدا می‌کنی، هرچند ممکن است
هی، هی، من کلی وقت تلف کرده‌ام
به من بگو چه کسی الان درگیر است، الان
عزیزم، می‌توانم غرق شوم، اما درون قلبت را دیدم
تا حالا متوجه شده‌ای که به چه چیزی تبدیل شده‌ای
آیا به آسیبی که وارد شده توجه کردی؟
با این طرز دروغ گفتنت، هیچ راهی برای به جا گذاشتن اثری وجود ندارد.
شهوت قدرت از پوستت تراوش می‌کند.
می‌دانم از باختن متنفری، نمی‌گذارم برنده شوی.
و با اینکه دردناک است، این واقعیت لعنتی…
من از قطار فراری فرار می‌کنم.
من میدان نبردمان را ترک می‌کنم.
عذرخواهی نکن، می‌دانم که منظورت این نیست.
اوه، چه فرقی می‌کند؟
تو همیشه راهت را پیدا می‌کنی، در حالی که ممکن است…
هی، هی، من خیلی وقت تلف کرده‌ام.
به من بگو چه کسی الان، الان، درگیر می‌شود.
اوه، دارم اولین قرارهایمان را پاک می‌کنم.
تمام شاهدان عشق دیوانه‌وارمان.
دیگر به ما نیازی نخواهم داشت، اوه، اوه.
بناهایمان، دارم جابه‌جاشان می‌کنم.
و با اینکه دردناک است، این واقعیت لعنتی…
من از قطار فراری فرار می‌کنم.
من میدان نبردمان را ترک می‌کنم.
عذرخواهی نکن، می‌دانم که منظورت این نیست.
اوه، چه فرقی می‌کند؟ تو همیشه راه خودت رو پیدا می‌کنی، در حالی که ممکنه… هی، هی، من کلی وقت تلف کردم… بهم بگو کی الان داره دخالت می‌کنه، الان

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X