مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی The End از BTS و Halsey به همراه متن و ترجمه مجزا

Every couple of years now, a doctor says I’m sick
Pulls out a brand-new bag of tricks and then they lay it on me
And at first, it was my brain, then a skeleton in pain
And I don’t like to complain, but I’m saying sorry
When I met you, I thought I was damaged goods
Had a fucked up childhood
And there’s poison in my brain and in my blood
If you knew it was the end of the world, could you love me like a child?
Could you hold me in the dark?
If you knew it was the end of the world, would you like to stay a while?
Would you leave when it gets hard?
So, I ran into the clinic and I asked to see the man
With his white coat and his stethoscope like a snake around his hand
And I told him I’m not bitter ’cause I finally found a lover
Who’s better for my liver, and now I’ll finally recover
When I met him, I thought I was damaged goods
From a real bad neighborhood
So we wrestled in the mud
And I told him he could stay right where he stood
But I don’t know if he should
‘Cause once my God destroys the flesh, then there’s the flood
If you knew it was the end of the world, could you love me like a child?
Could you hold me in the dark?
If you knew it was the end of the world, would you like to stay a while?
Maybe we could build an ark
We could sail on broken driftwood through the sopping wet terrain
And count the buildings and the bodies getting swallowed by the rain
And in the water, there’s the doctor who didn’t listen to my claim
What a shame, he’s circling a drain
When I met you, I said I would never die
But the joke was always mine ’cause I’m racing against time
And I know it’s not the end of the world, but could you pick me up at eight?
‘Cause my treatment starts today

ترجمه فارسی

حالا هر چند سال یک بار، پزشکی می‌گوید که من بیمار هستم
یک کیسه پر از حقه‌های جدید بیرون می‌آورد و بعد آن را روی من می‌گذارند
و در ابتدا، مغزم درد می‌کرد، بعد اسکلتی در حال درد
و من دوست ندارم شکایت کنم، اما می‌گویم متاسفم
وقتی تو را دیدم، فکر می‌کردم کالایی آسیب‌دیده هستم
کودکی مزخرفی داشتم
و سم در مغز و خونم است
اگر می‌دانستی که پایان دنیاست، می‌توانستی مثل یک کودک دوستم داشته باشی؟
می‌توانستی مرا در تاریکی نگه داری؟
اگر می‌دانستی که پایان دنیاست، دوست داشتی مدتی بمانی؟
وقتی اوضاع سخت می‌شود، می‌روی؟
بنابراین، به کلینیک دویدم و خواستم آن مرد را ببینم
با روپوش سفید و گوشی پزشکی‌اش که مثل ماری دور دستش بود
و به او گفتم که من تلخ نیستم چون بالاخره معشوقی پیدا کردم
چه کسی برای کبدم بهتر است، و حالا بالاخره خوب می‌شوم
وقتی او را دیدم، فکر کردم کالایی آسیب‌دیده هستم
از یک محله واقعاً بد
بنابراین در گل و لای کشتی گرفتیم
و به او گفتم که می‌تواند همان جایی که ایستاده بماند
اما نمی‌دانم که آیا باید بماند
چون وقتی خدای من جسم را نابود می‌کند، سیل می‌آید
اگر می‌دانستی که پایان دنیاست، می‌توانستی مثل یک کودک دوستم داشته باشی؟
می‌توانستی مرا در تاریکی نگه داری؟
اگر می‌دانستی که پایان دنیاست، دوست داشتی مدتی بمانی؟
شاید می‌توانستیم یک کشتی بسازیم
می‌توانستیم روی تخته‌پاره‌های شکسته در زمین خیس و مرطوب قایق‌سواری کنیم
و ساختمان‌ها و اجسادی را که باران آنها را می‌بلعد، بشماریم
و در آب، دکتری هست که به ادعای من گوش نداد
چه حیف، او دور یک زهکش می‌چرخد
وقتی تو را دیدم، گفتم که هرگز نخواهم مرد
اما این شوخی همیشه مال من بود چون من با زمان مسابقه می‌دهم
و می‌دانم که دنیا به آخر نرسیده، اما می‌توانی ساعت هشت دنبالم بیایی؟
چون درمان من امروز شروع می‌شود

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X