مجله موسیقی ملود
0

آهنگ چینی 受難曲 [PASSION] از .G.E.M به همراه متن و ترجمه مجزا

Dear Father
為什麼我日夜 心都在拉扯
為什麼這世界 越來越邋遢
這討厭的感覺每一天把我壓得
我快要爆發了
他們滿嘴污衊
句句似箭 但你何時懲戒
是否我要裝作看不見
才能壓著燃起的火焰

他們以正義為口號 肆意地咆哮
字縫裡橫行霸道
他們的笑裡全是刀 話裡是毒藥
多少人已被吃掉

看那一點點的口沫 變得越來越的滂沱
讓那一條條大路都已變成鋼索
面對一個個 麻痺的惡魔
只有閉上耳朵 才能夠不被淹沒

在匿名的國度 談吐吐成火湖
仇恨昂首闊步 控訴不曾落幕
愉悅建築於別人的墳墓
不願留一條活路

妖言惑眾原來不只 Lucifer
還有拿著鍵盤的一群恐怖份子
隔著屏幕以為別人不認識
猙獰面目全部讓我想吐 what the **
仁慈的父 難道你不怒
難道真把他們當作一時糊塗
我想隨你腳步 走你走的道路
但我不知道該怎麼饒恕
我該怎麼饒恕
我該怎麼……

一個個 麻痺的惡魔
我快要 快要被吞沒
有沒有誰救救我 救救我
有沒有誰救救我 我快要被吞沒

“Though I go through the valley of deep shade
He shows me the way for His name’s sake”
I’m in a dark age, please have mercy on me
Cuz Father, my heart aches

為什麼我日夜 心都在拉扯
為什麼這世界 越來越邋遢
這討厭的感覺每一天把我壓得
我快要爆發了
他們滿嘴污衊
句句似箭 但你何時懲戒
是否我要裝作看不見
才能壓著燃起的火焰

Dear Father
為什麼我日夜 心都在拉扯
為什麼這世界 越來越邋遢

ترجمه فارسی

پدر عزیزم، چرا قلبم روز و شب پاره پاره است؟ چرا این دنیا به طور فزاینده‌ای کثیف می‌شود؟ این احساس وحشتناک هر روز مرا سنگین می‌کند؛ در شُرُف انفجارم. آنها تهمت می‌زنند، هر کلمه مانند تیری است، اما کی آنها را مجازات خواهی کرد؟ آیا باید وانمود کنم که نمی‌بینم تا شعله‌های سوزان را فرو نشانم؟
آنها با شعار عدالت غرش می‌کنند، کلماتشان با استبداد آمیخته شده است. لبخندهایشان چاقو و کلماتشان زهرآگین است. چند نفر از آنها قبلاً بلعیده شده‌اند؟
به آن چند کلمه نگاه کنید، که هر لحظه سیل‌آساتر می‌شوند و هر جاده‌ای را به کابلی فولادی تبدیل می‌کنند. در مواجهه با این شیاطین فلج، تنها با بستن گوش‌هایم می‌توانم از غرق شدن در آنها جلوگیری کنم.
در سرزمین گمنامی، کلمات به دریاچه‌هایی از آتش تبدیل می‌شوند. نفرت با افتخار گام برمی‌دارد، اتهامات هرگز متوقف نمی‌شوند. لذت بر روی قبرهای دیگران ساخته شده است و هیچ راه فراری باقی نمی‌گذارد.
معلوم می‌شود که لوسیفر تنها کسی نیست که این دروغ‌ها را پخش می‌کند؛ گروهی از تروریست‌ها نیز وجود دارند که کیبورد در دست دارند. با این فکر که از پشت صفحه نمایش همدیگر را نمی‌شناسند، چهره‌های زشتشان حالم را بهم می‌زند. چی… ** پدر مهربان، عصبانی نیستی؟
واقعاً باور داری که آنها فقط لحظه‌ای گیج شده بودند؟ می‌خواهم در جای پای تو قدم بگذارم، در مسیری که تو رفتی قدم بزنم،
اما نمی‌دانم چگونه ببخشم.
چگونه می‌توانم ببخشم؟ چگونه می‌توانم…
یکی یکی، این شیاطین فلج، در شُرُف بلعیده شدن هستم. آیا کسی هست که بتواند مرا نجات دهد؟ نجاتم بده! آیا کسی هست که بتواند مرا نجات دهد؟ در شُرُف بلعیده شدن هستم.
“اگرچه از دره سایه‌های عمیق عبور می‌کنم، او به خاطر نامش راه را به من نشان می‌دهد.”
من در عصر تاریکی هستم، لطفاً به من رحم کن.
چون پدر، قلبم درد می‌کند.
چرا قلبم روز و شب پاره پاره است؟
چرا این دنیا به طور فزاینده‌ای کثیف می‌شود؟ این احساس وحشتناک هر روز مرا سنگین می‌کند، در شُرُف انفجار هستم. دهانشان پر از تهمت است، هر کلمه‌ای چون تیری، اما کی آنها را مجازات خواهی کرد؟ آیا باید وانمود کنم که آنها را نمی‌بینم تا شعله‌های سوزان را فرو نشانم؟
پدر عزیزم، چرا قلبم روز و شب پاره پاره است؟ چرا این دنیا به طور فزاینده‌ای کثیف می‌شود؟

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X