When you come back I won’t be here
She said and gently pulled me near
If you want to talk you can call
I know it’s not your fault
I just smiled and said let go of me
But there’s something that I’ve just gotta know
Did someone else steal my part?
She said it’s not my fault
Then my heart did time in Siberia
Was waiting for the life to come true
‘Cause it’s all so dark and mysterious
When the one you want doesn’t want you too
I was drifted in between
Like I was on the outside looking in, yeah yeah
In my dreams you are still here
Like you’ve always been
Oh yeah, my heart did time in Siberia
Was waiting for the life to come true
‘Cause it’s all so dark and mysterious
When the one you want doesn’t want you
I gave myself away completely
But you just couldn’t see me
Though I was sleeping in your bed
‘Cause someone else was on your mind
In your head
When I came back she wasn’t there
Just a note left on the stairs
If you want to talk give me a call
My heart did time in Siberia
Was waiting for the life to come true
‘Cause it’s all so dark and mysterious
When the one you want doesn’t want you
When the one that you want doesn’t want you
My heart did time in Siberia
Was waiting for the life to come true
‘Cause it’s all so dark and mysterious
When the one you want doesn’t want you too
Siberia, Siberia
When the one you want doesn’t want you too
ترجمه فارسی
وقتی برگردی من اینجا نخواهم بود
این را گفت و به آرامی مرا به سمت خود کشید
اگر میخواهی صحبت کنی، میتوانی زنگ بزنی
میدانم تقصیر تو نیست
فقط لبخند زدم و گفتم مرا رها کن
اما چیزی هست که باید بدانم
آیا کس دیگری سهم مرا دزدیده است؟ گفت تقصیر من نیست
بعد قلبم در سیبری وقت گذراند
منتظر بود تا زندگی به حقیقت بپیوندد
چون همه چیز خیلی تاریک و مرموز است
وقتی کسی که میخواهی تو را هم نمیخواهد
من بین این دو سرگردان بودم
انگار از بیرون به درون نگاه میکردم، آره آره
توی خوابهایم تو هنوز اینجایی
انگار همیشه بودهای
اوه آره، قلبم در سیبری وقت گذراند
منتظر بود تا زندگی به حقیقت بپیوندد
چون همه چیز خیلی تاریک و مرموز است
وقتی کسی که میخواهی تو را نمیخواهد
من خودم را کاملاً رها کردم
اما تو فقط نمیتوانستی من را ببینی
با اینکه در تخت تو خوابیده بودم
چون کس دیگری در ذهنت بود
در سرت
وقتی برگشتم او آنجا نبود
فقط یک یادداشت روی پلهها مانده
اگر میخواهی حرف بزن به من زنگ بزن
قلبم در سیبری وقت گذاشت
منتظر بود تا زندگی به حقیقت بپیوندد
چون همه چیز خیلی تاریک و مرموز است
وقتی کسی که میخواهی تو را نمیخواهد
وقتی کسی که میخواهی تو را نمیخواهد تو را میخواهم
قلب من در سیبری وقت گذراند
منتظر تحقق زندگی بود
چون همه چیز تاریک و مرموز است
وقتی کسی که میخواهی تو را هم نمیخواهد
سیبری، سیبری
وقتی کسی که میخواهی تو را هم نمیخواهد
نظرات کاربران