See your shadow even when standing there
I feel you when I close my eyes
I’ve been through it all and made it out alive
It’s only just a matter of time
I won”t be (hopeless)
I was so (devoted)
Pieces will come together
I’m so (blinded)
My heart is flat (lining)
And I promise you baby that I’ve tried
But I can’t try no more
And I’ve cried
But I can’t cry no more
And I’ve tried
But I can’t try no more
And I’ve cried
But I can’t try no more
It’s just so impossible going
On without you, on without you
No I can’t
On without you, on without you
No I can’t
I hear you walking through the halls and I know you’re not home
The though of you is all that remains
I wonder if I call would you pick up the phone
And tell me that you’re feeling the same
There’s nothing left (in me)
My day gets so (empty)
Pieces will come together
I tell myself (blindly)
If I’m wrong (my, my)
And I’m not giving up baby but I’ve tried
But I can’t try no more (no more baby)
And I’ve cried
But I can’t cry no more (oh yeah)
And I’ve tried
But I can’t try no more
And I’ve cried
But I can’t cry no more
It’s just so impossible going
On with out you, on without you
No I can’t
It’s impossible going
On without you, on without you
No I can’t
It’s just so impossible
I got an empty bed on my right side
I’m missing you now for a lifetime
I tell myself I’m fine
But I’m lying, I’m lying (yeah)
And I promise you baby that I’ve tried
But I can’t try no more
And I’ve cried
But I can’t cry no more (no more)
(I’m trying baby)
And I’ve tried
But I can’t try no more
And I’ve cried
But I can’t cry no more
It’s just so impossible going
On without you, on without you
No I can’t
It’s just so impossible going (It’s impossible)
On without you, on without you
No I can’t
It’s just so impossible going
On without you, on without you
No I can’t
It’s just so impossible going (It’s impossible going)
On without you, on without you
No I can’t
It’s just so impossible
ترجمه فارسی
سایهات را حتی وقتی آنجا ایستادهام میبینم
وقتی چشمانم را میبندم تو را حس میکنم
من از همه چیز گذشتهام و زنده بیرون آمدهام
فقط مسئله زمان است
من ناامید نخواهم بود
من خیلی (فداکار) بودم
قطعات به هم میرسند
من خیلی (کور) هستم
قلبم صاف است
و به تو قول میدهم عزیزم که تلاش کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم گریه کنم
و تلاش کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
ادامه دادن خیلی غیرممکن است
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتوانم
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتوانم
صدایت را میشنوم که در راهروها راه میروی و میدانم که خانه نیستی
فکر تو تنها چیزی است که باقی میماند
نمیدانم اگر تماس بگیرم، گوشی را برمیداری
و به من میگویی که تو هم همین احساس را داری
هیچ چیز (در) باقی نمانده است من)
روزم خیلی (خالی) میشود
قطعات کنار هم قرار میگیرند
به خودم میگویم (کورکورانه)
اگر اشتباه میکنم (خدای من، خدای من)
و من تسلیم نمیشوم عزیزم اما تلاش کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم (دیگر نه عزیزم)
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم گریه کنم (اوه بله)
و تلاش کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم گریه کنم
ادامه دادن خیلی غیرممکن است
بدون تو، بدون تو
نه نمیتوانم
ادامه دادن غیرممکن است
بدون تو، بدون تو
نه نمیتوانم
خیلی غیرممکن است
یک تخت خالی در سمت راستم دارم
الان یک عمر دلم برایت تنگ شده
به خودم میگویم خوبم
اما دروغ میگویم، دروغ میگویم (آره)
و به تو قول میدهم عزیزم که تلاش کردهام
اما دیگر نمیتوانم تلاش کنم
و گریه کردهام
اما دیگر نمیتوانم گریه کنم (نه بیشتر)
(دارم تلاش میکنم عزیزم)
و تلاش کردم
اما دیگه نمیتونم تلاش کنم
و گریه کردم
اما دیگه نمیتونم گریه کنم
ادامه دادن خیلی غیرممکنه
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتونم
ادامه دادن خیلی غیرممکنه (غیرممکنه)
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتونم
ادامه دادن خیلی غیرممکنه
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتونم
ادامه دادن خیلی غیرممکنه (ادامه دادن غیرممکنه)
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتونم
ادامه دادن خیلی غیرممکنه (ادامه دادن غیرممکنه)
بدون تو، بدون تو ادامه دادن
نه نمیتونم
فقط خیلی غیرممکنه
نظرات کاربران