مجله موسیقی ملود
0

آهنگ فرانسوی Ma vie, ma ville, mon monde از Amir به همراه متن و ترجمه مجزا

On se rencontrera
Ma vie, ma ville, mon monde était bien trop petit pour moi
Parler, crier, partir ou bien se sentir à l’étroit
Mes amis ne m’en veuillez pas mais quand viendra le bleu du jour
Je prendrai le chemin qui mène à l’amour, à l’amour de soi
Comme elle et comme toi
Comme elle et comme toi
Je suis née quelque part
Comme elle et comme toi
Comme elle et comme toi
Je cherche dans le noir
Et j’espère
Qu’on se rencontrera
Qu’on se rencontrera
Au détour d’un hasard si on va jusque là
On se rencontrera
On se rencontrera
Je serai sous ta fenêtre et je tomberai sur toi
On se rencontrera
Ma vie, ma ville, mon monde, tout ça ne me suffisait pas
Longtemps le manque se planque, surgit quand le cœur a trop froid
Un soleil loin me regardait, ses yeux brûlant semblaient me dire
Je me lève avec toi si tu veux partir d’où l’on ne revient pas
Comme elle et comme toi
Comme elle et comme toi
Je suis née quelque part
Comme elle et comme toi
Comme elle et comme toi
Je cherche sans te voir
Et j’espère
Qu’on se rencontrera
Qu’on se rencontrera
Au détour d’un hasard si on va jusque là
On se rencontrera
On se rencontrera
Je serai sous ta fenêtre et je tomberai sur toi
On se rencontrera
On se rencontrera
Qu’on se rencontrera
Qu’on se rencontrera
Au détour d’un hasard si on va jusque là
On se rencontrera
On se rencontrera
Je serai sous ta fenêtre et je tomberai sur toi
Ma vie, ma ville, mon monde étaient bien trops petits pour moi
Je partirai demain, peut-être
En attendant, je reste là

ترجمه فارسی

ما به هم خواهیم رسید
زندگی من، شهر من، دنیای من برای من خیلی کوچک بود
تا بتوانم صحبت کنم، فریاد بزنم، بروم، یا احساس محدودیت کنم
دوستان من، این را به من نسبت ندهید، اما وقتی آبی روز از راه برسد
من مسیری را خواهم پیمود که به عشق، به عشق به خود منتهی می‌شود
مثل او و مثل تو
مثل او و مثل تو
من در جایی متولد شدم
مثل او و مثل تو
مثل او و مثل تو
من در تاریکی جستجو می‌کنم
و امیدوارم
که به هم برسیم
که به هم برسیم
اتفاقاً، اگر آنقدر دور برویم
ما به هم خواهیم رسید
ما به هم خواهیم رسید
من زیر پنجره تو خواهم بود و به تو برخواهم خورد
ما به هم خواهیم رسید
زندگی من، شهر من، دنیای من، همه اینها برای من کافی نبود
برای مدت طولانی، اشتیاق پنهان بود، وقتی قلب خیلی سرد بود، آشکار می‌شد
خورشیدی دور مرا تماشا می‌کرد، چشمان سوزانش انگار می‌گفت
اگر می‌خواهی از جایی که بازگشتی نیست، بروی، با تو طلوع خواهم کرد
مثل او و مثل تو
مثل او و مثل تو
من به دنیا آمدم جایی
مثل او و مثل تو
مثل او و مثل تو
من جستجو می‌کنم بدون اینکه تو را ببینم
و امیدوارم
که به هم برسیم
که به هم برسیم
اتفاقاً، اگر آنقدر دور برویم
به هم می‌رسیم
به هم می‌رسیم
من زیر پنجره تو خواهم بود و تو را خواهم دید
ما خواهیم دید
که به هم خواهیم رسید
که به هم خواهیم رسید
اتفاقاً، اگر آنقدر دور برویم
ما خواهیم دید
ما خواهیم دید
من زیر پنجره تو خواهم بود و تو را خواهم دید
زندگی من، شهر من، دنیای من برای من خیلی کوچک بودند
شاید فردا بروم
در این مدت، اینجا می‌مانم

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X