مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Now That We Don’t Talk از Taylor Swift به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 74
You went to a partyI heard from everybodyYou part the crowd like the Red SeaDon’t even get me startedDid you get anxious thoughOn the way home?I guess I’ll never, ever knowNow that we don’t talk
You grew your hair longYou got new iconsAnd from the outsideIt looks like you’re tryin’ lives onI miss the old waysYou didn’t have to changeBut I guess I don’t have a sayNow that we don’t talk
I call my mom, she said that it was for the bestRemind myself the more I gave, you’d want me lessI cannot be your friendSo I pay the price of what I lostAnd what it costNow that we don’t talk
What do you tell your friends weShared dinners, long weekends withTruth is I can’t pretend it’sPlatonic, its just ended
So I call my mom, she said to get it (off my chest)Remind myself the way you faded ’til I left (’til I left)I cannot be your friendSo I pay the price of what I lost (of what I lost)And what it costNow that we don’t talk
I don’t have to pretend I like acid rockOr that Id like to be on a mega yachtWith important men who think important thoughtsGuess maybe I am better offNow that we don’t talkAnd the only way back to my dignityWas to turn into a shrouded mysteryJust like I had been when you were chasing meGuess this is how it was to beNow that we don’t talk

ترجمه فارسی

به مهمونی رفتی
از همه شنیدم
مثل دریای سرخ جمعیت را از هم جدا می کنی
حتی من را شروع نکنید
با این حال مضطرب شدی
در راه خانه؟
من حدس می زنم که هرگز، هرگز نمی دانم
حالا که حرف نمیزنیم
موهایت را بلند کردی
شما آیکون های جدیدی دریافت کردید
و از بیرون
به نظر می رسد شما در حال تلاش برای ادامه زندگی هستید
دلم برای روش های قدیمی تنگ شده
لازم نبود تغییر کنی
ولی حدس میزنم حرفی برای گفتن ندارم
حالا که حرف نمیزنیم
به مامانم زنگ می زنم، او می گوید این برای بهترین است
به خودم یادآوری کن که هر چه بیشتر دادم، کمتر مرا می‌خواهی
من نمیتونم دوستت باشم
پس بهای چیزی را که از دست داده ام می پردازم
و هزینه آن چقدر است
حالا که حرف نمیزنیم
به دوستانت چی میگی ما
شام مشترک، آخر هفته های طولانی با
حقیقت این است که نمی توانم وانمود کنم که اینطور است
افلاطونی، به تازگی تمام شده است
بنابراین من به مامانم زنگ می زنم، او گفت که آن را بردارید (از روی سینه ام)
به خودم یادآوری کن که چگونه محو شدی “تا من رفتم” (“تا من رفتم)
من نمیتونم دوستت باشم
پس من بهای چیزی را که از دست داده ام (از دست داده ام) می پردازم.
و هزینه آن چقدر است
حالا که حرف نمیزنیم
من مجبور نیستم وانمود کنم که اسید راک را دوست دارم
یا اینکه دوست دارم در یک قایق تفریحی بزرگ باشم
با مردان مهمی که به افکار مهم فکر می کنند
حدس بزن شاید حالم بهتر باشه
حالا که حرف نمیزنیم
و تنها راه بازگشت به کرامت من
قرار بود به یک راز پوشیده تبدیل شود
درست مثل زمانی که تو مرا تعقیب می کردی
حدس بزن اینطوری بود
حالا که حرف نمیزنیم

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید