مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Emergence از Sleep Token به همراه متن و ترجمه مجزا

Well, you were laid in verse, living on a promised word
Well, I am the rose you relinquished again
You and I are down headfirst in another world, I heard
I have a feeling we’re close to the end
So come on, come on
Out from underneath who you were
Come on, come on now
You know that it’s time to emerge
So go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah (huh, whoo)
Are you carbide on my nano, red glass on my lightbulb
Dark light on my culture, sapphire on my white gold?
Burst out of my chest and hide out in the vents
My blood beats so alive, might bite right through your lens (huh, whoo)
It’s midnight in my mind’s eye, drowning out the daylight
Godspeed to my enemies who’ve been asking for that call sign
You know the behaviour, canines of the saviour
Glory to the legion, trauma for the neighbours
So go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me, yeah
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me (huh, whoo)
I’ve got solar flares for your dead gods, space dust for your fuel rods
Dark days for your solstice, dancing through the depths of
Hellfire, on the winds that started from within
My blood beats so alive, might tear right through my skin (huh, whoo)
So tell me what you meant by “living past your half-life”
In lockstep with the universe, and you’re well-versed in the afterlife
You know that I’m sanctified by what’s below
No matter what you do, no matter where you go
You might be the one to take away the pain and let my mind go quiet
And nothing else is quite the same as how I feel when I’m at your side
Come on, come on
Out from underneath who you were
Come on, come on now
You know that it’s time to emerge
Go ahead and wrap your arms around me
Arms around me, arms around me (huh, whoo)
And you might be the one to take away the pain and let my mind go quiet
And nothing else is quite the same as how I feel when I’m at your side

ترجمه فارسی

خب، تو در شعر غرق شده بودی، با تکیه بر یک کلمه‌ی وعده داده شده زندگی می‌کردی.
خب، من همان گل رزی هستم که دوباره رهایش کردی. شنیدم که من و تو با سر در دنیای دیگری افتاده‌ایم.
حس می‌کنم که به پایان نزدیک شده‌ایم.
پس بیا، بیا.
از زیر آنچه بودی بیرون بیا.
بیا، بیا.
حالا می‌دانی که وقت ظهور است.
پس برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن.
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره.
برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن.
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره.
برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن.
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره.
برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن.
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره. (ها، هو)
آیا تو کاربید روی نانوی من، شیشه‌ی قرمز روی لامپ من هستی؟
نور تاریک روی فرهنگ من، یاقوت کبود روی طلای سفید من؟ از سینه‌ام بیرون بزن و در دریچه‌ها پنهان شو
خونم چنان زنده می‌تپد که ممکن است از لنز دوربینت رد شود (ها، هو)
در چشم ذهنم نیمه‌شب است و نور روز را غرق می‌کند
خدا دشمنانم را که آن علامت تماس را می‌خواستند، حفظ کند
شما رفتار سگ‌های ناجی را می‌شناسید
افتخار به لژیون، تروما برای همسایه‌ها
پس برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره
برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن
دستانت را دور من، دستانت را دور من، آره
برو جلو و دستانت را دور من حلقه کن
دستانت را دور من، دستانت را دور من (ها، هو)
من شراره‌های خورشیدی برای خدایان مرده‌ات، غبار فضا برای میله‌های سوختت دارم
روزهای تاریک برای انقلاب تو، رقصان در اعماق
آتش جهنم، بر روی بادهایی که از درون شروع شده‌اند
خونم چنان زنده می‌تپد که ممکن است پوستم را بشکافد (ها، هوو)
پس بگو منظورت از “زندگی کردن بعد از نیمه عمرت” چی بود؟
با کائنات همگام باش، و تو به خوبی با زندگی پس از مرگ آشنا هستی.
میدونی که من توسط آنچه در پایین است تقدیس شده‌ام.
مهم نیست چه کار می‌کنی، مهم نیست کجا میری.
شاید تو کسی باشی که درد را از بین می‌برد و اجازه می‌دهد ذهنم آرام شود.
و هیچ چیز دیگری کاملاً شبیه احساسی نیست که وقتی در کنار تو هستم دارم.
بیا، بیا.
از زیر آنچه بودی بیرون بیا.
بیا، بیا، حالا
میدونی که وقت ظهور است.
برو و دستانت را دور من حلقه کن.
دستانت را دور من حلقه کن، دستانت را دور من حلقه کن (ها، هوو)
و شاید تو کسی باشی که درد را از بین می‌برد و اجازه می‌دهد ذهنم آرام شود.
و هیچ چیز دیگری کاملاً شبیه احساسی نیست که وقتی در کنار تو هستم دارم.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X