مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Nobody’s Home از Avril Lavigne به همراه متن و ترجمه مجزا

Well, I couldn’t tell you
Why she felt that way
She felt it every day
And I couldn’t help her
I just watched her make
The same mistakes again

What’s wrong, what’s wrong now?
Too many, too many problems
Don’t know where she belongs
Where she belongs

She wants to go home
But nobody’s home
It’s where she lies
Broken inside
With no place to go
No place to go to dry her eyes
Broken inside

Open your eyes
And look outside
Find the reasons why
You’ve been rejected
And now you can’t find
What you’ve left behind

Be strong, be strong now
Too many, too many problems
Don’t know where she belongs
Where she belongs

She wants to go home
But nobody’s home
It’s where she lies
Broken inside
With no place to go
No place to go to dry her eyes
Broken inside

Her feelings she hides
Her dreams she can’t find
She’s losing her mind
She’s fallen behind

She can’t find her place
She’s losing her faith
She’s fallen from grace
She’s all over the place

She wants to go home
But nobody’s home
It’s where she lies
Broken inside
With no place to go
No place to go to dry her eyes
Broken inside

She’s lost inside, lost inside, oh oh oh
She’s lost inside, lost inside, oh oh oh

ترجمه فارسی

خب، من نمی‌توانستم به تو بگویم
چرا او چنین احساسی داشت
او هر روز این احساس را داشت
و من نمی‌توانستم به او کمک کنم
فقط تماشا می‌کردم که او دوباره همان اشتباهات را تکرار می‌کند

چه مشکلی پیش آمده، حالا چه مشکلی پیش آمده؟
مشکلات خیلی خیلی زیاد
نمی‌داند به کجا تعلق دارد
جایی که به آن تعلق دارد

می‌خواهد به خانه برود
اما هیچ‌کس خانه نیست
آنجا جایی است که او دراز کشیده است
از درون شکسته
بدون جایی برای رفتن
جایی برای رفتن نیست تا اشک‌هایش را پاک کند
از درون شکسته

چشمانت را باز کن
و به بیرون نگاه کن
دلایلی را پیدا کن که چرا طرد شده‌ای
و حالا نمی‌توانی پیدا کنی
چیزی را که پشت سر گذاشته‌ای

قوی باش، حالا قوی باش
مشکلات خیلی خیلی زیاد
نمی‌دانم به کجا تعلق دارد
جایی که به آن تعلق دارد

می‌خواهد به خانه برود
اما هیچ‌کس خانه نیست
آنجا جایی است که او دراز کشیده است
از درون شکسته
بدون جایی برای رفتن
جایی برای رفتن نیست تا اشک‌هایش را پاک کند
از درون شکسته

احساساتی که پنهان می‌کند
رویاهایش را پیدا نمی‌کند
دارد عقلش را از دست می‌دهد
عقب افتاده

نمی‌تواند جایش را پیدا کند
ایمانش را از دست می‌دهد
از شکوه و جلال افتاده
همه جا هست

می‌خواهد به خانه برود
اما هیچ‌کس خانه
جایی است که او آرمیده است
از درون شکسته
جایی برای رفتن ندارد
جایی برای رفتن ندارد تا اشک‌هایش را پاک کند
از درون شکسته

او در درون گم شده است، در درون گم شده است، اوه اوه اوه
او در درون گم شده است، در درون گم شده است، اوه اوه اوه

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X