The way you felt in my arms
Our chemistry was sacred
Oh, I fell for your charm
I was so infatuated
But you left me in the dark
And my heart completely vacant
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
Is your heart just preconditioned for brevity?
I don’t mean to accuse you of refusing longevity
But I cannot excuse you for abusing my empathy
My empathy
I can take rejection
But you gave the impression
That this was the inception
Of something real
The way you felt in my arms
Our chemistry was sacred
Oh, I fell for your charm
I was so infatuated
But you left me in the dark
And my heart completely vacant
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
How you could look me in the eye
And tell me that you love me
When you knew it was a lie
I was headed for Kentucky
When you called to say goodbye
How did I not see it coming?
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
Maybe I’m the one to blame, have a tendency
For always ignoring my brain when it says to me
That someone’s been manipulating my empathy
My empathy
I can take rejection
But you gave the impression
That this was the inception
Of something real
The way you felt in my arms
Our chemistry was sacred
Oh, I fell for your charm
I was so infatuated
But you left me in the dark
And my heart completely vacant
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
How you could look me in the eye
And tell me that you love me
When you knew it was a lie
I was headed for Kentucky
When you called to say goodbye
How did I not see it coming?
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
I don’t know
I don’t know
I don’t know
I don’t know
The way you felt in my arms
Our chemistry was sacred
Oh, I fell for your charm
I was so infatuated
But you left me in the dark
And my heart completely vacant
Now I don’t know, oh, oh, oh, oh, oh, oh, oh
ترجمه فارسی
شیمی ما مقدس بود
اوه، من عاشق جذابیت تو شدم
من خیلی شیفته تو بودم
اما تو مرا در تاریکی رها کردی
و قلبم کاملاً خالی
حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
آیا قلب تو فقط برای کوتاهی آماده شده است؟
منظورم این نیست که تو را به رد کردن طول عمر متهم کنم
اما نمیتوانم تو را به خاطر سوءاستفاده از همدلیام ببخشم.
همدلیام
من میتوانم طرد شدن را تحمل کنم
اما تو این حس را القا کردی
که این آغاز چیزی واقعی است
حسی که در آغوشم داشتی
رابطه ما مقدس بود
اوه، من شیفته جذابیت تو شدم
من خیلی شیفته بودم
اما تو مرا در تاریکی رها کردی
و قلبم کاملاً خالی شد
حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
چطور توانستی در چشمانم نگاه کنی
و به من بگویی که دوستم داری
وقتی میدانستی دروغ است
من به سمت کنتاکی میرفتم
وقتی برای خداحافظی تماس گرفتی
چطور متوجه آمدنش نشدم؟
حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
شاید من مقصرم، گرایشی دارم
برای اینکه همیشه مغزم را نادیده میگیرم وقتی به من میگوید
که کسی همدلی مرا دستکاری کرده است
همدلی من
من میتوانم طرد شدن را تحمل کنم
اما تو این حس را دادی
که این آغاز چیزی واقعی است
حسی که در آغوشم داشتی
شیمی ما مقدس بود
اوه، من شیفته جذابیت تو شدم
من خیلی شیفته بودم
اما تو مرا در تاریکی رها کردی
و قلبم کاملاً خالی بود
حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
چطور توانستی در چشمانم نگاه کنی
و به من بگویی که دوستم داری
وقتی میدانستی دروغ است
من به سمت کنتاکی میرفتم
وقتی برای خداحافظی تماس گرفتی
چطور متوجه آمدنش نشدم؟ حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم
حسی که در آغوشم داشتی
رابطه ما مقدس بود
اوه، من عاشق جذابیت تو شدم
من خیلی شیفته تو بودم
اما تو مرا در تاریکی رها کردی
و قلبم کاملاً خالی
حالا نمیدانم، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه
نظرات کاربران