مجله موسیقی ملود
0

آهنگ آلمانی ​​Grund genug از Madeline Juno به همراه متن و ترجمه مجزا

Ich stopf das Loch in meinem Herz
Schluck noch ‘ne Pille für den Schmerz
Will keinen Schlaf verlieren, Zeit für ‘nen Zug von dir
Ich wring meine Taschentücher aus, was von dir übrig bleibt, muss raus
Ich komm zurück zu mir, Zeit für ‘nen Zug von dir
Danke für gar nichts, den Rest finde ich ganz allein
Vermisst du mich, dann lass es sein, lass mich sein, lass mich sein
Verdammt, wie lang war ich blind vom künstlichen Sonnenschein
Vermisst du mich, dann lass es sein, lass es sein
Verschwende jemand anderen und wein’, wenn ich dir fehl’
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Jetzt lass die Zeit mich heilen, ich hab es sein gesehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Grund genug zu gehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Ich schütt’ Benzin auf alle Spuren, die zurück zu dir führen
Ich will nur, dass sie in Flammen stehen, damit ich im Dunkeln sehe
Zum Glück weiß ich noch, wer ich bin
Vielleicht noch viel besser als vorhin
Nur so ‘ne Scheiße schafft’s, dass man was daraus macht
Danke für gar nichts, den Rest finde ich ganz allein
Vermisst du mich, dann lass es sein, lass es sein
Verschwende jemand anderen und wein’, wenn ich dir fehl’
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Jetzt lass die Zeit mich heilen, ich hab es sein gesehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Grund genug zu gehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Grund genug zu gehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Danke für gar nichts, den Rest finde ich ganz allein
Vermisst du mich, dann lass es sein, lass es sein
Lass es sein
Lass es sein
Verschwende jemand anderen und wein’, wenn ich dir fehl’
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen
Jetzt lass die Zeit mich heilen, ich hab es sein gesehen
Kein Grund mehr hier zu sein ist Grund genug zu gehen

ترجمه فارسی

دارم سوراخ قلبم را می‌بندم
قرص دیگری برای درد می‌خورم
نمی‌خواهم خوابم را از دست بدهم، وقت یک جرعه از توست
دارم دستمال کاغذی‌هایم را می‌پیچم، هر چه از تو مانده باید بیرون بیاید
دارم به خودم برمی‌گردم، وقت یک جرعه از توست
ممنون بابت هیچ چیز، بقیه‌اش را خودم پیدا می‌کنم
اگر دلت برایم تنگ شده، بگذار باشد، بگذار باشم، بگذار باشم
لعنتی، چقدر با نور مصنوعی خورشید کور شده بودم؟
اگر دلت برایم تنگ شده، بگذار باشد، بگذار باشد
کسی دیگر را از دست بدهی و وقتی دلت برایم تنگ شده گریه کنی
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
حالا بگذار زمان مرا التیام بخشد، من آمدنش را دیدم
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
دلیل کافی برای رفتن نیست
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
من دارم روی تمام مسیرهایی که به تو منتهی می‌شوند بنزین می‌ریزم
فقط می‌خواهم آنها آتش بگیرند تا بتوانم در تاریکی ببینم
خوشبختانه، من هنوز می‌دانم که هستم
شاید حتی بهتر از قبل
فقط چیزهای این چنینی باعث می‌شود بخواهی از آن چیزی بسازی
به خاطر هیچ چیز متشکرم، بقیه‌اش را خودم می‌فهمم
اگر دلت برایم تنگ شده، پس بگذار برود، بگذار برود
دیگر کسی را از دست بدهی و وقتی دلت برایم تنگ شده گریه کنی
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
حالا بگذار زمان مرا التیام بخشد، من آمدنش را دیدم
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
دلیل کافی برای رفتن نیست
دیگر هیچ دلیلی برای اینجا بودن دلیل کافی برای رفتن نیست
دلیل کافی برای رفتن نیست
نه دلیل بودن دیگر اینجا، دلیل کافی برای رفتن است
ممنون بابت هیچ چیز، بقیه‌اش را خودم حل می‌کنم
اگر دلت برایم تنگ شده، پس بگذار برود، برود
بگذار برود
بگذار برود
کس دیگری را هدر بده و وقتی دلت برایم تنگ شده گریه کن
دیگر دلیلی برای بودن اینجا نیست، دلیل کافی برای رفتن است
حالا بگذار زمان مرا التیام بخشد، من آمدنش را می‌دیدم
دیگر دلیلی برای بودن اینجا نیست، دلیل کافی برای رفتن است

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X