J’te l’dis
Tu m’crois pas, mais j’te l’dis
J’peux faire d’ta planète un putain d’paradis
Enfin j’me dis la vie est belle
Avant elle était juste jolie
Ce nouveau monde, j’m’en remets pas
Depuis qu’t’es là, j’me connais moi
Et j’me dis
J’y crois pas, mais j’me dis
Qu’c’est pas dehors mais dans tes bras que j’veux passer la nuit
J’me suis levé avant l’réveil
Pourtant dеux semaines qu’j’ai pas dormi
J’ressemble à rien mais j’ai tout
Si tu respires mal, j’étouffe
Mais non, mais non, mais non
Je n’bougerai pas
Même quand t’auras grandi
J’me tiendrai là, entre toi et la pluie
On m’avait dit “tu verras, tu verras”
J’me contentais d’sourire
J’t’avais pas vu venir
Comment faire?
Je ne peux défaire mon regard de toi
Non, non, non
À faire toutes ces choses qui n’s’apprennent pas (pas)
Comment tu viens d’m’appeler? Je rêve ou quoi?
Est-ce que j’ai mal compris?
Il est déjà l’heure d’éteindre la lumière
Mais je n’peux défaire mon regard de toi
Non, non, non
T’es si petit mais j’tiens entre tes doigts
Depuis t’t à l’heure j’suis là, je balbutie
T’as sûrement rien compris
Mais plus rien n’éteindra jamais ma lumière
Des cris
Sûr qu’il y aura des cris
Tu m’mettras dans des états qu’on peut même pas décrire
Et puis je fondrai comme neige
Au soleil de tes sourires
Petit, t’prends pas trop vite pour Hercule
Y a ton repas sur mon pull
Il est pas né celui qui t’enlèvera
J’pourrais faire des folies
J’pourrais braver mille hommes
Le vent, la pluie
La seule question qui m’vient quand je te vois
Comment j’ai pu tenir tout c’temps sans ton sourire?
Comment faire?
Je ne peux défaire mon regard de toi
Non, non, non
À faire toutes ces choses qui n’s’apprennent pas (pas)
Comment tu viens d’m’appeler? Je rêve ou quoi?
Est-ce que j’ai mal compris?
Il est déjà l’heure d’éteindre la lumière
Mais je n’peux défaire mon regard de toi
Non, non, non
T’es si petit mais j’tiens entre tes doigts
Depuis t’t à l’heure j’suis là, je balbutie
T’as sûrement rien compris
Mais plus rien n’éteindra jamais ma lumière
ترجمه فارسی
دارم بهت میگم
باورت نمیشه، اما من بهت میگم
من میتونم سیارهات رو به یه بهشت لعنتی تبدیل کنم
بالاخره، به خودم میگم زندگی زیباست
قبلاً، خیلی قشنگ بود
این دنیای جدید، نمیتونم ازش بگذرم
از وقتی که اینجا بودی، خودم رو میشناسم
و به خودم میگم
باورم نمیشه، اما به خودم میگم
که میخوام شب رو بیرون نگذرونم، بلکه تو آغوش تو باشم
قبل از زنگ ساعت بیدار شدم
با اینکه دو هفتهست نخوابیدم
شبیه هیچی نیستم اما همه چی دارم
اگه اشتباه نفس بکشی، خفه میشم
نه، نه، نه
من تکون نمیخورم
حتی وقتی بزرگ شدی
من اونجا می ایستم، بین تو و بارون
بهم گفتن “خواهی دید، خواهی دید”
من فقط لبخند زدم
من ندیدمت
که بیای
چطور؟ نمیتونم چشم ازت بردارم
نه، نه، نه
که همه این کارهایی که نمیشه یاد داد رو انجام بدم (نمیشه)
منو چی صدا زدی؟ دارم خواب میبینم یا چی؟
اشتباه فهمیدم؟
وقت خاموش کردن چراغ است
اما نمیتوانم چشم از تو بردارم
نه، نه، نه
تو خیلی کوچکی، با این حال تو را بین انگشتانت جا میدهم
من تمام این مدت اینجا بودهام، با لکنت زبان
احتمالاً چیزی نفهمیدهای
اما هیچ چیز دیگر هرگز نور مرا خاموش نخواهد کرد
جیغها
قطعاً جیغهایی وجود خواهد داشت
من را در حالتهایی قرار خواهی داد که حتی نمیتوان توصیف کرد
و سپس مثل برف آب میشوم
در آفتاب لبخندهایت
کوچولو، خیلی مغرور نشو و فکر نکن هرکول هستی
غذایت روی ژاکت من است
هنوز کسی به دنیا نیامده که تو را از من بگیرد
من میتوانم کارهای دیوانهوار انجام دهم
من میتوانم از هزار مرد دل بکنم
باد، باران
تنها سوالی که وقتی تو را میبینم به ذهنم میرسد
چطور میتوانستم این همه مدت را بدون لبخند تو تحمل کنم؟
چه کاری از دستم برمیآید؟ نمیتونم چشم ازت بردارم
نه، نه، نه
انجام دادن همه این کارهایی که نمیشه یاد داد (نمیشه)
منو چی صدا زدی؟ دارم خواب میبینم یا چی؟
اشتباه فهمیدم؟
وقتشه که چراغ رو خاموش کنم
اما نمیتونم چشم ازت بردارم
نه، نه، نه
تو خیلی کوچیکی اما من بین انگشتات جا میشم
من از صبح اینجام، با لکنت
احتمالاً چیزی نفهمیدی
اما هیچ چیز دیگه هیچ وقت چراغ منو خاموش نمیکنه
نظرات کاربران