مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Whatever Happens از Michael Jackson به همراه متن و ترجمه مجزا


[Michael Jackson:]
He gives another smile, tries to understand her side
To show that he cares
She can’t stay in the room
She’s consumed with everything that’s been goin’ on
She says

Whatever happens, don’t let go of my hand

Everything will be alright, he assures her
But she doesn’t hear a word that he says
Preoccupied, she’s afraid
Afraid that what they’re doing is not right
He doesn’t know what to say, so he prays
Whatever, whatever, whatever

Whatever happens, don’t let go of my hand
Whatever happens, don’t let go of my hand
Whatever happens, don’t you let go of my hand

Don’t let go of my hand
Don’t let go of my hand

He’s working day and night, thinks he’ll make her happy
Forgetting all the dreams that he had
He doesn’t realize it’s not the end of the world
It doesn’t have to be that bad
She tries to explain, “It’s you that makes me happy”
Whatever, whatever, whatever

Whatever happens, don’t let go of my hand
See, whatever happens, don’t let go of my hand
Whatever happens, don’t let go of my hand
See, whatever happens, don’t you go of my hand
See, whatever happens, don’t you let go of my hand

See, don’t you do it baby
I said yeah
Don’t you let go baby
See, you
Don’t you do it

Whatever happens, don’t let go of my hand
Whatever happens, don’t you let go of my hand
Whatever happens, don’t you let go of my hand

Don’t you let go baby
Don’t you, don’t you let go
I said yeah
Can I get how it feels baby
Don’t you let go baby
Yeah
Oh
Whatever happens, just don’t let go of my hand

[Carlos Santana:] Thank you, man!
[Michael Jackson:] Thank you, Carlos!

ترجمه فارسی

[مایکل جکسون:]
او لبخند دیگری می‌زند، سعی می‌کند حرف‌هایش را بفهمد
تا نشان دهد که برایش مهم است
او نمی‌تواند در اتاق بماند
او غرق در تمام اتفاقاتی است که افتاده است
او می‌گوید
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
او به او اطمینان می‌دهد که همه چیز درست خواهد شد
اما او حتی یک کلمه از حرف‌های او را نمی‌شنود
او نگران است، می‌ترسد
می‌ترسد کاری که انجام می‌دهند درست نباشد
او نمی‌داند چه بگوید، بنابراین دعا می‌کند
هر اتفاقی، هر اتفاقی، هر اتفاقی
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
دستم را رها نکن
او شب و روز کار می‌کند، فکر می‌کند که او را خوشحال خواهد کرد
تمام رویاهایی را که داشته فراموش می‌کند
او متوجه نیست که دنیا به آخر نرسیده است
لازم نیست آنقدر بد باش
او سعی می‌کند توضیح دهد، “این تو هستی که مرا خوشحال می‌کنی”
هر چه، هر چه، هر چه
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
ببین، هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
ببین، هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
ببین، هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
ببین، این کار را نکن عزیزم
گفتم بله
ولم نکن عزیزم
ببین، تو
این کار را نکن
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
هر اتفاقی بیفتد، دستم را رها نکن
ولم نکن عزیزم
ولم نکن، ولم نکن
گفتم بله
می‌توانم بفهمم چه حسی دارد عزیزم
ولم نکن عزیزم
آره
اوه
هر اتفاقی بیفتد، فقط دستم را رها نکن
[کارلوس سانتانا:] متشکرم، مرد!
[مایکل جکسون:] متشکرم، کارلوس!

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X