I’m losing my leverage, all of the evidence
That I’m not just a fraud
Too deep in my head again, won’t let nobody in
No matter how hard they knock
And their echoes sit alone in a prison made of bone
Oh, I hate it, but it’s home for me
In every place I’m on my toes, and still I feel like I impose
It’s okay to let me go if you need
What’s it say about me if I run away
Without you when I fall asleep
And in your head I’m always gonna stay?
What’s it say about me if I never change
And I push everyone away
On borrowed time you know I can’t repay?
Oh, I tried to settle in a life of relevance
But I long to be lost
And I tried to sever it, walked to the precipice
To the sound of applause
And their echoes sit alone in a prison made of bone
Oh, I hate it, but it’s home for me
In every place I’m on my toes, and still I feel like I impose
It’s okay to let me go if you need
What’s it say about me if I run away
Without you when I fall asleep
And in your head I’m always gonna stay?
What’s it say about me if I never change
And I push everyone away
On borrowed time you know I can’t repay?
And their echoes sit alone in a prison made of bone
In every place I’m on my toes, and still I feel like I impose
I impose (oh, I impose, oh, I impose)
I impose (oh, I impose, oh, I impose)
I impose (oh, I impose, oh, I impose)
I impose (oh, I impose, oh, I impose)
(Oh, I im-, I im-, I im-, I im-, I im-, I im)
(I im-, I im-, I im-, I im-, I im-)
ترجمه فارسی
دارم قدرت نفوذم رو از دست میدم، همه شواهد نشون میده که من فقط یه کلاهبردار نیستم. دوباره خیلی عمیق تو سرم، به هیچکس اجازه ورود نمیدم. مهم نیست چقدر محکم در بزنن. و پژواک صداشون تو یه زندان استخوانی تنها نشسته. اوه، ازش متنفرم، اما اینجا خونه منه. تو هر جایی که هستم، روی پاهام هستم، و هنوز احساس میکنم دارم خودمو تحمیل میکنم. اگه لازم داشتی اشکالی نداره بذار برم. اگه فرار کنم چی در مورد من میگه؟ وقتی خوابم میبره بدون تو؟ و تو ذهنت من همیشه میمونم؟. اگه هیچوقت تغییر نکنم چی در مورد من میگه؟ و همه رو از خودم دور میکنم. میدونی که نمیتونم جبران کنم؟ آه، سعی کردم در یک زندگی مرتبط مستقر شوم
اما دلم میخواهد گم شوم
و سعی کردم آن را قطع کنم، به سمت پرتگاه رفتم
به سوی صدای تشویق
و پژواکهایشان تنها در زندانی ساخته شده از استخوان نشستهاند
آه، از آن متنفرم، اما خانهی من است
در هر جایی که هستم، روی پاهایم هستم، و هنوز احساس میکنم که تحمیل میکنم
اگر نیاز داری، اشکالی ندارد که رهایم کنی
اگر فرار کنم، چه چیزی در مورد من میگوید
بدون تو وقتی که به خواب میروم
و در ذهن تو، من همیشه خواهم ماند؟
اگر هرگز تغییر نکنم، چه چیزی در مورد من میگوید
و همه را از خود میرانم
در زمان قرضی، میدانی که نمیتوانم جبران کنم؟ و پژواکهایشان تنها در زندانی ساخته شده از استخوان نشسته است
در هر جایی که هستم، روی انگشتان پا هستم، و هنوز احساس میکنم که تحمیل میکنم
من تحمیل میکنم (اوه، من تحمیل میکنم، اوه، من تحمیل میکنم)
من تحمیل میکنم (اوه، من تحمیل میکنم، اوه، من تحمیل میکنم)
من تحمیل میکنم (اوه، من تحمیل میکنم، اوه، من تحمیل میکنم)
من تحمیل میکنم (اوه، من تحمیل میکنم، اوه، من تحمیل میکنم)
(اوه، من…، من…، من…، من…، من…)
(من…، من…، من…، من…، من…)
نظرات کاربران