دلگیر دلگیرم از او ، از او و آینه هایشآن خود پسندی که دل را ، خون می کند ادعایشاو سر به بالا و مغرور، غافل از اینکه همیشهمردی علی رغم مردی ، افتاده بر ادامه مطلب
آهای همیشه و هنوز قلبمخبر داری داره می سوزه قلبمیه بار شده سراغمو بگیریسراغ درد و داغمو بگیریجای اینکه تشنه خونم باشییه بار شده دل نگرونم باشیاما با این همه نامهربونیکاشکی بفهمی که عزیزه جونییار ادامه مطلب
دل تو اگه مثه سنگ شدهدل من خیلی برات تنگ شدهاگه درد تو واسش یه عادتهکاری که نمی کنه شکایتهدل تو اگه مثه سنگ شدهدل من خیلی برات تنگ شدهاگه درد تو واسش یه عادتهکاری ادامه مطلب
همراه شو عزیز، همراه شو عزیزتنها نمان به در، کین درد مشترک…هرگز جدا جدا، درمان نمیشوددشوار زندگی، هرگز برای مادشوار زندگی، هرگز برای مابی رزم مشترک؛ آسان نمیشودتنها نمان به در؛ همراه شو عزیز…همراه شو ادامه مطلب
مرا چشمی است خون افشانز دست آن کمان ابروجهان بس فتنه خواهد دیداز آن چشم و از آن ابروجهان بس فتنه خواهد دیداز آن چشم و از آن ابروغلام چشم آن ترکمکه در خواب خوش ادامه مطلب
در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما، پرنده پر نمی زندیکی ز شب گرفتگان، چراغ برنمی کندکسی به کوچه سار شب، در سحر نمی زندنشسته ام در ادامه مطلب
ای مهربان تر از برگای مهربان تر از برگدر بوسه های بارانای مهربان تر از برگدر بوسه های بارانبیداری ستاره، در چشم جویبارانبیداری ستاره، در چشم جویبارانآیینه نگاهت، پیوند صبح و ساحللبخند گاه گاهت، صبح ادامه مطلب
در آستانه ی پیری، گلایه از شبِ دنیابد است مردِ حسابی، به احترام دیازپامبدون قصه و بوسه، تلاش کن که بخوابیتو مثلِ پرده ی خانه، وبالِ گردن روزیکسی نگفت نباید، که از نهاد بسوزیتو آفتاب ادامه مطلب