I come flutterin’ in from Neverland
Time could never stop me, no, no, no, no, I know you try to
I come riding in on a pale white horse
Sending out ice to less fortunate, I do advise you
Run it back, run it on back
When you’re breaking it down for me
‘Cause I can hear you two times
Run it on back, will it ever make sense to me?
I got to do things my own way darlin’
Will you ever let me? Will you ever respect me? No
Do things my own way darlin’
You should just let me, why you will never let me grow?
When I look outside my window
I can’t get no peace of mind
When I look outside my window
I can’t get no peace of mind, oh
Let me cover your shit in glitter, I can make it gold, gold
Heard you’re tryna sell your soul, baby
Word on the street you’re running low, lately
I needed you to please give my reflection a break
From the face it’s seeing now
Oh, darlin’, would you mind giving my reflection a break
From the pain it’s feeling now?
I got to do things my own way darlin’
You should just let me, will you ever respect me? No
Do things my own way darlin’
You should just let me, why you will never let me grow?
When I look outside my window
I can’t get no peace of mind
When I look outside my window
I can’t get no peace of mind, oh
Gettin’ no peace
Gettin’ no peace
Get, getting no peace, oh
Gettin’ no peace
Get no peace
ترجمه فارسی
زمان هرگز نتوانست جلوی من را بگیرد، نه، نه، نه، نه، می دانم که شما سعی می کنید
سوار بر اسبی سفید کم رنگ می آیم
من به شما توصیه می کنم که یخ را برای افراد کمتر خوش شانس بفرستید
آن را به عقب اجرا کنید، آن را به پشت اجرا کنید
وقتی داری برای من خرابش می کنی
چون میتونم دو بار صداتو بشنوم
آن را به پشت اجرا کن، آیا هرگز برای من معنا پیدا خواهد کرد؟
من باید کارها را به روش خودم انجام دهم عزیزم
آیا هرگز به من اجازه میدهی؟ آیا هرگز به من احترام خواهی گذاشت؟ خیر
کارها را به روش من انجام بده عزیزم
تو فقط باید به من اجازه بدهی، چرا هرگز نمی گذاری رشد کنم؟
وقتی بیرون پنجره ام را نگاه می کنم
من نمی توانم آرامش خاطر داشته باشم
وقتی بیرون پنجره ام را نگاه می کنم
من نمی توانم آرامش خاطر داشته باشم، اوه
بگذار کتلت را با زرق و برق بپوشانم، می توانم آن را طلا، طلا کنم
شنیده ام که سعی می کنی روحت را بفروشی عزیزم
اخیراً کلمه در خیابان کم شده است
من به شما نیاز داشتم که لطفاً به فکر من استراحت دهید
از چهره ای که اکنون می بیند
اوه، عزیزم، نمیخواهی به فکر من استراحت بدهی
از دردی که الان احساس می کند؟
من باید کارها را به روش خودم انجام دهم عزیزم
فقط باید به من اجازه بدهی، آیا هرگز به من احترام می گذاری؟ خیر
کارها را به روش من انجام بده عزیزم
تو فقط باید به من اجازه بدهی، چرا هرگز نمی گذاری رشد کنم؟
وقتی بیرون پنجره ام را نگاه می کنم
من نمی توانم آرامش خاطر داشته باشم
وقتی بیرون پنجره ام را نگاه می کنم
من نمی توانم آرامش خاطر داشته باشم، اوه
به آرامش نمیرسه
به آرامش نمیرسه
بگیر، آرامش پیدا نمیکنی، اوه
به آرامش نمیرسه
آرامش نداشته باش
نظرات کاربران