Well, it all began in the back of her car
I was just 16, but I fell so hard
Well, the years went by, and she held my heart
But her love ran dry, and we fell apart
I felt her growing distant
I knew her love was shifting
And all that I could say was-
Don’t tell me that it’s over, the book of you and I
Now you’ve scribbled out my name, and you’ve erased my favorite lines
There were so many chapters that we never got to write
Like “Cereal for Dinner” and “Staying Up All Night”
I remember where we started, I remember how you looked
But now I’m missing bits and pieces from the pages that you took
You didn’t give a reason, I’ll forever wonder why
We never got to finish the book of you and I
Well, I bought a pen, and I turned the page
Then I wrote about how I wish you’d stayed
I said all the things that I never got to say
Maybe when it’s done, I will feel okay
That she had grown so distant
And that her love had shifted
I wish she felt the same
Don’t tell me that it’s over, the book of you and I
Now you’ve scribbled out my name, and you’ve erased my favorite lines
There were so many chapters that we never got to write
Like “Cereal for Dinner” and “Staying Up All Night”
I remember where we started, I remember how you looked
But now I’m missing bits and pieces from the pages that you took
You never gave a reason, I’ll forever wonder why
We never got to finish the book of you and I
Don’t tell me, tell me that you’re leaving
My belly hurts, and my heart is hardly beating right
I hate to beg, but I’ll try one last time
Don’t tell me that it’s over, the book of you and I
Now you’ve scribbled out my name, and you’ve erased my favorite lines
There were so many chapters that we never got to write
Like “Cereal for Dinner” and “Staying Up All Night”
I remember where we started, I remember how you looked
But now I’m missing bits and pieces from the pages that you took
You never gave a reason, I’ll forever wonder why
We never got to finish the book of you and I
ترجمه فارسی
خب، همه چیز از صندوق عقب ماشینش شروع شد
من فقط ۱۶ سالم بود، اما خیلی سخت زمین خوردم
خب، سالها گذشت و او قلب مرا در آغوش گرفت
اما عشقش خشک شد و ما از هم جدا شدیم
احساس کردم که او از من دور میشود
میدانستم عشقش در حال تغییر است
و تنها چیزی که میتوانستم بگویم این بود-
به من نگو که تمام شده، کتاب من و تو
حالا اسمم را خط زدهای و خطوط مورد علاقهام را پاک کردهای
فصلهای زیادی وجود داشت که هرگز نتوانستیم بنویسیم
مثل “غلات برای شام” و “تمام شب بیدار ماندن”
یادم هست از کجا شروع کردیم، یادم هست که چطور به نظر میرسیدی
اما حالا تکههایی از صفحاتی که برداشتی را گم کردهام
دلیلی نیاوردی، تا ابد تعجب خواهم کرد که چرا
ما هرگز نتوانستیم کتاب من و تو را تمام کنیم
خب، یک خودکار خریدم و صفحه را ورق زدم
بعد نوشتم که چقدر آرزو میکنم که میماندی
تمام چیزهایی را که هرگز نتوانستم بگویم گفتم
شاید وقتی تمام شد، احساس خوبی خواهم داشت
که او اینقدر از من دور شده بود
و اینکه عشقش تغییر کرده بود
کاش او هم همین حس را داشت
به من نگو که تمام شده، کتاب من و تو
حالا اسمم را خط زدی و سطرهای مورد علاقهام را پاک کردی
فصلهای زیادی بود که هرگز فرصت نوشتنشان را نداشتیم
مثل “غلات برای شام” و “تمام شب بیدار ماندن”
یادم هست از کجا شروع کردیم، یادم هست چه شکلی بودی
اما حالا تکههایی از صفحاتی که تو برداشتی را گم کردهام
هیچوقت دلیلی نیاوردی، تا ابد تعجب خواهم کرد که چرا
ما هرگز نتوانستیم کتاب من و تو را تمام کنیم
به من نگو، بگو که داری میروی
دلم درد میکند و قلبم به سختی میزند
از التماس کردن متنفرم، اما برای آخرین بار امتحان میکنم
به من نگو که تمام شده، کتاب من و تو
حالا اسمم را خط زدی و سطرهای مورد علاقهام را پاک کردی
فصلهای زیادی بود که هیچوقت فرصت نکردیم بنویسیم
مثل «غلات برای شام» و «تمام شب بیدار ماندن»
یادم هست از کجا شروع کردیم، یادم هست چه شکلی بودی
اما حالا تکههایی از صفحاتی که برداشتی را گم کردهام
هیچوقت دلیلی نیاوردی، تا ابد تعجب میکنم که چرا
هیچوقت نتوانستیم کتاب «تو و من» را تمام کنیم
نظرات کاربران