يا ام العيون السود ما جوزن انا
يا ام العيون السود ما جوزن انا
خدك القيمر انا اتريق منه
خدك القيمر انا اتريق منه
لابسه الفستان وقالت لي انا
لابسه الفستان وقالت لي انا
حلوه مشيتها دتمشي برهدنه
حلوه مشيتها دتمشي برهدنه
لو تحب خادم خادمها انا
لو تحب خادم خادمها انا
ولعوف الدوله واعوف السلطنه
يا ام العيون السود ما جوزن انا
يا ام العيون السود ما جوزن انا
خدك القيمر انا اتريق منه
خدك القيمر انا اتريق منه
واقفه بالباب تصرخ يا لطيف
لاني مجنونه ولا عقلي خفيف
واقفه بالباب تصرخ يا لطيف
لاني مجنونه ولا عقلي خفيف
من ورى التنور تناوشني الرغيف
من ورى التنور تناوشني الرغيف
يا رغيف الحلوه يكفيني سنه
يا ام العيون السود ما جوزن انا
يا ام العيون السود ما جوزن انا
خدك القيمر انا اتريق منه
خدك القيمر انا اتريق منه
لون خمري لا سمار ولا بياض
لون خمري لا سمار ولا بياض
متل تام البدري واشرف ع الرياض
متل تام البدري واشرف ع الرياض
باللما تحي وتقتل باللحاظ
باللما تحي وتقتل باللحاظ
بغنج تحكي وترد بعنونه
يا ام العيون السود ما جوزن انا
يا ام العيون السود ما جوزن انا
خدك القيمر انا اتريق منه
خدك القيمر انا اتريق منه
ترجمه فارسی
اوه، تو که چشمهای تیرهای، با تو ازدواج نمیکنم.
اوه، تو که چشمهای تیرهای، با تو ازدواج نمیکنم.
گونهات مثل خامهی لخته شده است، من آن را برای صبحانه میخورم.
گونهات مثل خامهی لخته شده است، من آن را برای صبحانه میخورم.
او لباس پوشیده و به من میگوید: “منم.”
او لباس پوشیده و به من میگوید: “منم.”
راه رفتنش زیباست، با وقار راه میرود.
راه رفتنش زیباست، با وقار راه میرود.
اگر عاشق شود، من نوکر او خواهم شد.
اگر عاشق شود، من نوکر او خواهم شد.
و من دولت و سلطنت را ترک میکنم.
اوه، تو که چشمهای تیرهای، با تو ازدواج نمیکنم.
اوه، تو که چشمهای تیرهای، با تو ازدواج نمیکنم.
گونهات مثل خامهی لخته شده است، من آن را برای صبحانه میخورم. گونهات مثل خامهی لخته شده است، من آن را برای صبحانه میخورم.
او دم در ایستاده و فریاد میزند: “ای مهربان!”
چون من دیوانهام و ذهنم سبک است.
از پشت تنور، نان را به من میدهد.
از پشت تنور، نان را به من میدهد.
ای نان شیرین، برای یک سال من کافی است.
ای تو با چشمان تیره، با تو ازدواج نمیکنم.
ای تو با چشمان تیره، با تو ازدواج نمیکنم.
گونهات مثل خامهی لخته شده است، من آن را برای صبحانه میخورم. از او
گونهات مثل خامهی لخته شده است، مسخرهاش میکردم
صورتی شرابی رنگ، نه تیره و نه روشن
صورتی شرابی رنگ، نه تیره و نه روشن
مثل تام البدری و اشرف الریاض
مثل تام البدری و اشرف الریاض
با یک نگاه، زنده میکند و میکشد
با یک نگاه، زنده میکند و میکشد
با عشوه حرف میزند و با لبخند جواب میدهد
ای تو با چشمان سیاه، با تو ازدواج نمیکنم
ای تو با چشمان سیاه، با تو ازدواج نمیکنم
گونهات مثل خامهی لخته شده است، مسخرهاش میکردم
گونهات مثل خامهی لخته شده است، مسخرهاش میکردم
نظرات کاربران