مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Fatal Hesitation از Chris De Burgh به همراه متن و ترجمه مجزا

بازدید 224

The cafes are all deserted, the streets are wet again
There’s nothing quite like an out of season holiday town in the rain
When the tourists go and the cold winds blow
And my girl is on a plane, home

I’m never going to love another, the way that I have loved you
It’s taken me a little time to discover it
Now I know it’s true, but fatal hesitation
Made me miss the show

Oh Romeo is standing in the rain
And I know that I have let her slip away
(Fatal hesitation aah, fatal hesitation aah)

I saw you again this morning, walking down the beach
And though you are a thousand miles away
You were only just out of reach, but when I got up close
And I saw her face, I knew it couldn’t be so, no, no

Oh Romeo is standing in the rain
And I, yes I know, I have let her slip away
(Fatal hesitation aah, fatal hesitation aah)
I’m going to get on my boat and sail away

Oh Romeo is standing in the rain
And I, yes I know, I have let her slip away
Fatal hesitation aah
Fatal hesitation aah
Fatal hesitation aah
Fatal hesitation aah

I’m going to read a little Shakespeare
And get her out of my head
It doesn’t matter any more

I’m going to miss her just a little bit
Just a little bit

ترجمه فارسی

کافه ها همه خلوت، خیابان ها دوباره خیس
هیچ چیز کاملاً شبیه یک شهر تعطیلات خارج از فصل زیر باران نیست
وقتی گردشگران می روند و بادهای سرد می وزد
و دخترم در هواپیما، خانه است
من هرگز دیگری را دوست نخواهم داشت، آنگونه که تو را دوست داشته ام
کمی زمان برد تا آن را کشف کنم
حالا می دانم که درست است، اما تردیدی کشنده
باعث شد نمایش را از دست بدهم
آه رومئو زیر باران ایستاده است
و من می دانم که اجازه داده ام از دستش برود
(تردید مهلک آه، تردید مهلک آه)
امروز صبح دوباره تو را دیدم که در ساحل قدم می زدی
و با اینکه هزار مایل دورتر هستی
تو فقط دور از دسترس بودی، اما وقتی از نزدیک رسیدم
و من چهره او را دیدم، می دانستم که نمی تواند اینطور باشد، نه، نه
آه رومئو زیر باران ایستاده است
و من، بله، می‌دانم، اجازه داده‌ام از دستش برود
(تردید مهلک آه، تردید مهلک آه)
سوار قایقم می شوم و دور می شوم
آه رومئو زیر باران ایستاده است
و من، بله، می‌دانم، اجازه داده‌ام از دستش برود
تردید مرگبار آه
تردید مرگبار آه
تردید مرگبار آه
تردید مرگبار آه
من قصد دارم کمی شکسپیر بخوانم
و او را از سرم بیرون کن
دیگه مهم نیست
فقط یه ذره دلم براش تنگ میشه
فقط کمی

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

آموزش نقاشی سیاه قلم کانال واتساپ