فوق النخل فوق النخل فوق النخل فوق
ما ادري لمع خدّه يابا ما ادري القمر فوق
والله ما اريده.. بلاني بلوة
مالي امل بالروح يابا بعدك حبيبي… بعدك حبيبي
وصلك صفا للناس يابا هجرك نصيبي
والله معذبني وما عنده مروه
ضي القمر محجوب يابا بس وجهك ينور… بس وجهك ينور
لا بآنس مثلك صار يابا لا جن ولا حور
والله سابيني بعيونه الحلوة
يسالني البطران يابا ليش وجهك اصفر… ليش وجهك اصفر
كل مرض مابيّه يابا من درد الأسمر
والله معذبني وما عنده مروه
ظنيته برق ولاح يابا لعيوني ضيه… لعيوني ضيه
من وجنتك شاع نور يابا واشرق عليا
والله معذبني ما عنده مروه
فوق النخل فوق النخل فوق النخل فوق
ما ادري لمع خدّه يابا ما ادري القمر فوق
والله ما اريده.. بلاني بلوة
ترجمه فارسی
بالای نخلها، بالای نخلها، بالای نخلها، بالای
نمیدانم گونهاش میدرخشد یا نه، ای پدر، نمیدانم ماه بالای سر است یا نه
به خدا قسم، او را نمیخواهم… او مرا به بلایی دچار کرده است
در روحم امیدی ندارم، ای پدر، بعد از تو، محبوب من… بعد از تو، محبوب من
حضور تو برای مردم پاک است، ای پدر، غیبت تو سرنوشت من است
به خدا قسم، او مرا عذاب میدهد و رحم نمیکند
نور ماه پنهان است، ای پدر، اما چهره تو میدرخشد… فقط چهره تو میدرخشد
هیچکس مانند تو هرگز نبوده است، ای پدر، حتی یک جن یا حوری
به خدا قسم، او مرا با چشمان شیرینش اسیر کرده است
مغرور از من میپرسد، ای پدر، چرا رنگت پریده است… چرا رنگت پریده است؟
ای پدر، من هیچ بیماری ندارم، از حرفهای آن سیاهپوست
به خدا قسم، او مرا عذاب میدهد و رحم نمیکند
فکر کردم رعد و برق است، و برق زد، ای پدر، به چشمانم، نور… به چشمانم، نور
از گونهات، نور پخش شد، ای پدر، و به من تابید
به خدا قسم، او مرا عذاب میدهد و رحم نمیکند
بالای نخلها، بالای نخلها، بالای نخلها، بالا
نمیدانم گونهاش میدرخشد یا نه، ای پدر، نمیدانم آیا ماه بالای سر است یا نه
به خدا قسم، من او را نمیخواهم… او مرا به دردسر انداخته است
نظرات کاربران