After school
Walking home
Fresh dirt under my fingernails
And I can smell hot asphalt
Cars screech to a halt to let me pass
And I cannot remember
What life was like through photographs
And trying to recreate images life gives us from our past
And sometimes it’s a sad song
But I cannot forget
Refuse to regret
So glad I met you and
Take my breath away
Make every day
Worth all of the pain that I have gone through
And Mama I’ve been cryin’
‘Cause things ain’t how they used to be
She said, “The battle’s almost won
And we’re only several miles from the sun”
Oh whoa, yeah
Now, moving on down my street
I see people I won’t ever meet
I think of her and take a breath
Feel the beat in the rhythm of my steps
And sometimes it’s a sad song
But I cannot forget
Refuse to regret
So glad I met you and
Take my breath away
Make every day
Worth all of the pain that I have gone through
And Mama I’ve been cryin’
‘Cause things ain’t how they used to be
She said, “The battle’s almost won
And we’re only several miles from the sun”
The rhythm of her conversation
The perfection of her creation
The sex she slipped into my coffee
The way she felt when she first saw me
Hate to love and love to hate her
Like a broken record player
Back and forth and here and gone
And on and on and on and on
I cannot forget
Refuse to regret
So glad I met you and
Take my breath away
Make every day
Worth all of the pain that I have gone through
And Mama I’ve been cryin’
‘Cause things ain’t how they used to be
She said, “The battle’s almost won
And we’re only several miles
Said, the battle’s almost won
And we’re only several miles from the sun”
Yeah, oh, several miles from the sun, oh
Yeah, yeah, whoo whoa, whoa, yeah, yeah
ترجمه فارسی
بعد از مدرسه
در حال راه رفتن به خانه
خاک تازه زیر ناخنهایم
و بوی آسفالت داغ را حس میکنم
ماشینها با صدای جیغ توقف میکنند تا اجازه عبور بدهند
و من نمیتوانم به یاد بیاورم
زندگی از طریق عکسها چگونه بود
و سعی میکنم تصاویری را که زندگی از گذشته به ما میدهد، بازسازی کنم
و گاهی اوقات این یک آهنگ غمگین است
اما نمیتوانم فراموش کنم
از پشیمانی خودداری کنم
خیلی خوشحالم که تو را ملاقات کردم و
نفسم را بند بیاور
هر روز را
ارزش تمام دردی که از سر گذراندهام
و مامان من گریه کردهام
چون اوضاع دیگر مثل قبل نیست
او گفت: “نبرد تقریباً پیروز شده است
و ما فقط چند مایل از خورشید فاصله داریم”
وای، بله
حالا، در خیابانم حرکت میکنم
کسانی را میبینم که هرگز نخواهم دید
به او فکر میکنم و نفسی میکشم
ضربان را در ریتم قدمهایم حس میکنم
و گاهی اوقات این یک آهنگ غمگین است
اما نمیتوانم فراموش کنم
از پشیمانی خودداری کنم
خیلی خوشحالم که تو را ملاقات کردم و
نفسم را بند بیاور
هر روز را
ارزش تمام از دردی که کشیدهام
و مامان، من گریه میکردم
چون اوضاع دیگر مثل سابق نیست
او گفت: “نبرد تقریباً پیروز شده است
و ما فقط چند مایل از خورشید فاصله داریم”
ریتم مکالمهاش
کمال خلقتش
سکسی که در قهوهام انداخت
حسی که وقتی برای اولین بار من را دید داشت
از دوست داشتن متنفر بود و دوست داشت از او متنفر باشد
مثل یک پخشکنندهی گرامافون خراب
رفت و برگشت و اینجا و رفت
و ادامه و ادامه و ادامه
نمیتوانم فراموش کنم
از پشیمانی امتناع کنم
خیلی خوشحالم که با تو آشنا شدم و
نفسم را بند بیاور
هر روز را
ارزش تمام دردی که کشیدهام را داشته باشد
و مامان، من گریه میکردم
چون اوضاع دیگر مثل سابق نیست
او گفت: “نبرد تقریباً پیروز شده است
و ما فقط چند مایل از خورشید فاصله داریم
گفتم، نبرد تقریباً پیروز شده است
و ما فقط چند مایل از خورشید فاصله داریم”
آره، اوه، چند مایل از خورشید، اوه
آره، آره، وای وای، وای، آره، آره
نظرات کاربران