مجله موسیقی ملود
0

آهنگ انگلیسی Speakers از Alec Benjamin به همراه متن و ترجمه مجزا

I often think about the way you’ll think about me when we’re old
I always thought that we could be the greatest story ever told
But there’s a rock inside my sock, I’ll keep on walking ’cause it’s cold
And I can’t stop the clock from ticking
I know that it’s just the beginning
Don’t forget
This story’s not over yet
Time pass like a cigarette
Turning into smoke between our fingers
Tell me you won’t forget
Remember the night we met
Rewind like an old cassette
And I’ll be the song that’s on your speakers
Playing for you, you, you
Playing for you, you, you
I’ll be playing for you, you, you
And I’ll be the song that’s on your speakers
I often wonder why I wonder how I’ll feel in 30 years
About the time we spent together, will the memories disappear?
It might sound crazy, but, my baby, that’s the thing that I most fear
Oh, I can’t stop the world from spinning
I know that it’s just the beginning
So please don’t forget
This story’s not over yet
Time pass like a cigarette
Turning into smoke between our fingers
Tell me you won’t forget
Remember the night we met
Rewind like an old cassette
And I’ll be the song that’s on your speakers
Playing for you, you, you
Playing for you, you, you
I’ll be playing for you, you, you
And I’ll be the song that’s on your speakers
And if one day the image starts to fade
Don’t worry babe, well, that would be okay
I’ll give you all the memories that I saved
Just leave me with a picture, just a picture of your face
I won’t forget
This story’s not over yet
Time pass like a cigarette
Turning into smoke between our fingers
Tell me you won’t forget
Remember the night we met
Rewind like an old cassette
And I’ll be the song that’s on your speakers
Playing for you, you, you
Playing for you, you, you
Playing for you, you, you
And I’ll be the song that’s on your speakers playing for you

ترجمه فارسی

اغلب به این فکر می‌کنم که وقتی پیر شدیم، تو چطور در مورد من فکر خواهی کرد.
همیشه فکر می‌کردم که ما می‌توانیم بهترین داستان تاریخ باشیم.
اما سنگی درون جورابم است، به راه رفتن ادامه می‌دهم چون هوا سرد است.
و نمی‌توانم جلوی تیک تاک ساعت را بگیرم.
می‌دانم که این تازه اول راه است.
فراموش نکن.
این داستان هنوز تمام نشده است.
زمان مثل سیگار می‌گذرد.
بین انگشتانمان دود می‌شود.
به من بگو که فراموش نخواهی کرد.
شب آشنایی‌مان را به یاد بیاور.
مثل یک کاست قدیمی به عقب برگرد.
و من آهنگی خواهم بود که از بلندگوهایت پخش می‌شود.
برای تو، تو، تو، پخش می‌شود.
برای تو، تو، تو، پخش می‌شود.
من برای تو، تو، تو، پخش خواهم شد.
و من آهنگی خواهم بود که از بلندگوهایت پخش می‌شود.
اغلب از خودم می‌پرسم که چرا به این فکر می‌کنم که سی سال دیگر چه احساسی خواهم داشت.
آیا خاطرات دوران با هم بودنمان از بین خواهند رفت؟ شاید دیوانه‌وار به نظر برسد، اما عزیزم، این چیزی است که بیشتر از همه از آن می‌ترسم.
اوه، نمی‌توانم جلوی چرخش دنیا را بگیرم.
می‌دانم که تازه اول راه است.
پس لطفا فراموش نکن.
این داستان هنوز تمام نشده است.
زمان مثل سیگار می‌گذرد.
بین انگشتانمان تبدیل به دود می‌شود.
به من بگو که فراموش نخواهی کرد.
شب آشنایی‌مان را به یاد بیاور.
مثل یک کاست قدیمی به عقب برگرد.
و من آهنگی خواهم بود که روی بلندگوهایت است.
برای تو، تو، تو، می‌نوازم.
برای تو، تو، تو، می‌نوازم.
من برای تو، تو، تو، می‌نوازم.
و من آهنگی خواهم بود که روی بلندگوهایت است.
و اگر روزی تصویر شروع به محو شدن کند.
نگران نباش عزیزم، خب، اشکالی ندارد.
تمام خاطراتی را که ذخیره کرده‌ام به تو می‌دهم.
فقط یک عکس، فقط یک عکس از صورتت را برای من بگذار.
فراموش نخواهم کرد.
این داستان هنوز تمام نشده است.
زمان مثل سیگار می‌گذرد.
بین انگشتانمان تبدیل به دود می‌شود.
به من بگو تو فراموش نخواهم کرد
شب ملاقاتمان را به یاد بیاور
مثل یک کاست قدیمی به عقب برگرد
و من آهنگی خواهم بود که از بلندگوهایت پخش می‌شود
برای تو، تو، تو
برای تو، تو، تو
برای تو، تو، تو، تو
و من آهنگی خواهم بود که از بلندگوهایت پخش می‌شود برای تو

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X