[Verse 1: Sia]
I was bound, was tied
Hadn’t seen the light for so long
Thought I’d lost my fight
Couldn’t find my way back home
And I felt the light stepping out of me
I was bound, and tied
Waiting for daylight (Daylight, daylight, and I)
[Pre-Chorus: Sia]
Bang my head against the wall
Though I felt light headed, now I know I will not fall
I will rise above it all
Found what I was searching for
Though I felt light headed
I should have fell and hit the floor
Instead I rose above it all
[Chorus: Sia]
Oh, oh, oh
Bang my head against the wall
Oh, oh, oh
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
[Verse 2: Fetty Wap]
(ZooVier, 1738)
I been climbing up the wall, going through it all, baby
It’s so hard to live your life when you gave it up, baby
For the fans and the cameras
Different places, adventures
And the stress that it brings, start to wonder if it’s worth it
I live life like it’s perfect
My children are smiling and that makes me happy
Cause how I was living, I swear it had me
Bouncing my head off the wall
I came too far up, I cannot fall
Having fun, I don’t know about y’all
It’s ZooVier from ZooGang, I’m the boss
For my kids, give my life with no thought
[Pre-Chorus: Sia]
Bang your head against the wall
You may feel light headed, but you won’t crawl, no, you won’t fall
You will rise above it all
You’ll find what you’re searching for
And you may feel light headed
You think you’re gonna hit the floor
Instead you rise above it all
[Chorus: Sia]
Oh, oh, oh
Bang your head against the wall
Oh, oh, oh
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
(Bang my head against the wall)
ترجمه فارسی
[قسمت ۱: سیا]
من بسته بودم، بسته بودم
مدت زیادی بود که نور را ندیده بودم
فکر میکردم در مبارزهام شکست خوردهام
نمیتوانستم راه برگشت به خانه را پیدا کنم
و احساس کردم نور از من بیرون میآید
من بسته بودم و بسته بودم
منتظر روشنایی روز (روشنایی روز، روشنایی روز، و من)
[پیشهمخوان: سیا]
سرم را به دیوار بکوب
اگرچه احساس سبکی میکردم، حالا میدانم که نمیافتم
از همه چیز بالا خواهم رفت
آنچه را که به دنبالش بودم پیدا کردم
اگرچه احساس سبکی میکردم
باید میافتادم و به زمین میخوردم
در عوض از همه چیز بالا رفتم
[همخوان: سیا]
اوه، اوه، اوه
سرم را به دیوار بکوب
اوه، اوه، اوه
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
[قسمت ۲: فتی وپ]
(زوویر، ۱۷۳۸)
من از دیوار بالا میرفتم، از همه چیز عبور میکردم، عزیزم
زندگی کردن با تو وقتی که تسلیمش شدی خیلی سخته عزیزم
برای طرفداران و دوربینها
مکانهای مختلف، ماجراجوییها
و استرسی که به همراه داره، باعث میشه از خودت بپرسی که آیا ارزشش رو داره یا نه
من طوری زندگی میکنم که انگار بینقصه
بچههام لبخند میزنن و این منو خوشحال میکنه
چون جوری که زندگی میکردم، قسم میخورم که منو به این فکر میندازه
سرم رو از دیوار پرت میکنم
خیلی بالا اومدم، نمیتونم بیفتم
خوش میگذرونم، از همهتون خبر ندارم
این زوویر از زوگانگه، من رئیسم
برای بچههام، زندگیم رو بدون فکر میدم
[پیشهمخوان: سیا]
سرت رو به دیوار بکوب
ممکنه احساس سبکی سر کنی، اما نخواهی خزید، نه، نخواهی افتاد
از همه چیز بالا خواهی رفت
چیزی رو که دنبالش هستی پیدا خواهی کرد
و ممکنه احساس سبکی سر کنی
فکر میکنی که قراره به زمین بخور
در عوض، از همه چیز بالاتر میروی
[همخوان: سیا]
اوه، اوه، اوه
سرت را به دیوار بکوب
اوه، اوه، اوه
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
(سرم را به دیوار بکوب)
نظرات کاربران