مجله موسیقی ملود
0

آهنگ اسپانیایی Disparo al Corazón از Ricky Martin به همراه متن و ترجمه مجزا

Aquí va mi confesión
Antes de ti no fui un santo
He pecado, cómo no
Pero, eso es cosa del pasado
Desde que llegaste tú
Lanzaste al aire la moneda
Fuera cara o fuera cruz
Ganabas como quieras
Conocerte fue un disparo al corazón
Me atacaste con un beso a sangre fría
Y yo sabía
Que era tan letal la herida que causó
Que este loco aventurero se moría
Y ese día comenzó
Tanto amor con un disparo al corazón
¿Cuántas noches de pasión?
¿Cuántas mañanas tan vacías?
Un error tras otro error
En estas sábanas tan frías
Desde que llegaste tú
Lanzaste al aire la moneda
Fuera cara o fuera cruz
Ganabas como quieras
Conocerte fue un disparo al corazón
Me atacaste con un beso a sangre fría
Y yo sabía
Que era tan letal la herida que causó
Que este loco aventurero se moría
Y ese día comenzó
Tanto amor con un disparo al corazón
No entendí cómo pasó
Con la destreza
De un buen francotirador
Cada una de tus balas
En el alma me pegó
Conocerte fue un disparo al corazón
Me atacaste con un beso a sangre fría
Y yo sabía
Que era tan letal la herida que causó
Que este loco aventurero se moría
Y ese día comenzó
Tanto amor con un disparo al corazón

ترجمه فارسی

این اعتراف من است
قبل از تو، من یک قدیس نبودم
البته گناه کرده‌ام
اما همه اینها مربوط به گذشته است
از وقتی که تو آمدی
سکه‌ای انداختی
شیر یا خط
در هر صورت برنده شدی
ملاقات با تو مثل شلیکی به قلب بود
با بوسه‌ای خونسرد به من حمله کردی
و من می‌دانستم
که زخمی که تو ایجاد کردی بسیار کشنده است
که این ماجراجوی دیوانه در حال مرگ است
و آن روز آغاز شد
این همه عشق با شلیکی به قلب
چند شب شور و اشتیاق؟

چند صبح خالی؟

یک اشتباه پس از دیگری
در این ملافه‌های سرد
از وقتی که رسیدی
سکه را انداختی
شیر یا خط
هر طور که می‌خواستی بردی
دیدار با تو تیری به قلب بود
با بوسه‌ای خونسرد به من حمله کردی
و من می‌دانستم
که زخمی که ایجاد کرد آنقدر کشنده بود
که این ماجراجوی دیوانه داشت می‌مرد
و آن روز آغاز شد
آنقدر عشق با تیری به قلب
نفهمیدم چطور اتفاق افتاد
با مهارت
یک تک تیرانداز خوب
هر گلوله‌ات
به روحم خورد
دیدار با تو تیری به قلب بود
با بوسه‌ای خونسرد به من حمله کردی
و من می‌دانستم
که زخمی که ایجاد کرد آنقدر کشنده بود
که این ماجراجوی دیوانه داشت می‌مرد
و آن روز آغاز شد
آنقدر عشق با تیری به قلب

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X
آموزش نقاشی سیاه قلم کانال ایتا