أنا جايلك وناويها بظبط
وقتيل ع الباب بخبط
هتعملي إيه
هتسلم بعديها فقصر
وبجد أنا مش بهزر
حخاف ولا إيه
أنا جايلك وناويها بظبط
وقتيل ع الباب بخبط
هتعملي إيه
هتسلم بعديها فقصر
وبجد أنا مش بهزر
حخاف ولا إيه
أنا حر يا سيدي إنت إيه ضرك
راضي وبإيدي عمري ما أتحرك
أمشي ده إيه لأ إنت بتهرج
وأعمل كده ليه
أنا حر يا سيدي إنت إيه ضرك
راضي وبإيدي عمري ما أتحرك
أمشي ده إيه لأ إنت بتهرج
وأعمل كده ليه
أنا جايلك وناويها بظبط
وقتيل ع الباب بخبط هتعملي إيه
ولا بتعب ولا بزهق دا مبدأ
وأحلف لو مش مصدق كبيرك يومين
ما هي كبرت في دماغي براحتك
عداني العيب نصحتك بتتحدى مين
ولا بتعب ولا بزهق دا مبدأ
وأحلف لو مش مصدق كبيرك يومين
ما هي كبرت في دماغي براحتك
عداني العيب نصحتك بتتحدى مين
وأنا حر يا سيدي إنت إيه ضرك
راضي وبإيدي عمري ما أتحرك
أمشي ده إيه لأ إنت بتهرج
وأعمل كده ليه
أنا حر يا سيدي إنت إيه ضرك
راضي وبإيدي عمري ما أتحرك
أمشي ده إيه لأ إنت بتهرج
وأعمل كده ليه
أنا جايلك وناويها بظبط
وقتيل ع الباب بخبط هتعملي إيه
ترجمه فارسی
دارم میام دنبالت، و جدی میگم.
درت رو میزنم و میکشمت.
چیکار میکنی؟
بعدش تو قصر تسلیم میشی؟
و جدی میگم، شوخی نمیکنم.
میترسم یا چی؟
دارم میام دنبالت، و جدی میگم.
درت رو میزنم و میکشمت.
چیکار میکنی؟
بعدش تو قصر تسلیم میشی؟
و جدی میگم، شوخی نمیکنم.
میترسم یا چی؟
من آزادم، آقا، به تو چه؟
من راضیم، و هرگز تکان نمیخورم.
برو؟ چی؟ نه، داری شوخی میکنی.
چرا باید این کار را بکنم؟
من آزادم، آقا، به تو چه؟
من راضیم، و هرگز تکان نمیخورم.
برو؟ چی؟ نه، داری شوخی میکنی.
چرا باید این کار را بکنم؟ دارم میام دنبالت، و جدی هم میگم.
در خونهات رو میزنم و میکشمت. چیکار میکنی؟
من خسته یا بیحوصله نمیشم، این اصل منه.
و قسم میخورم، اگه حرفمو باور نمیکنی، دو روز وقت داری.
این تو ذهنم بزرگ شده، هر کاری دوست داری بکن.
من زیادهروی کردم، نصیحتت کردم. کی رو به چالش میکشی؟
من خسته یا بیحوصله نمیشم، این اصل منه.
و قسم میخورم، اگه حرفمو باور نکنی، دو روز وقت داری.
این تو ذهنم بزرگ شده، هر کاری دوست داری بکن.
من زیادهروی کردم، نصیحتت کردم. کی رو به چالش میکشی؟
من خسته یا بیحوصله نمیشم، این اصل منه.
و قسم میخورم، اگه حرفمو باور نکنی، دو روز وقت داری که حرف رئیس بزرگت رو باور کنم.
چی تو سرم رفته؟ هر کاری دوست داری بکن. از نصیحتهایتان خسته شدم، چه کسی را به چالش میکشید؟
من آزادم، آقا، به شما چه ربطی دارد؟
من راضیام و ذرهای هم تکان نمیخورم.
منظورتان از «برو» چیست؟ به هیچ وجه، شوخی میکنید.
چرا باید این کار را بکنم؟
من آزادم، آقا، به هیچ وجه؟
من راضیام و ذرهای هم تکان نمیخورم.
منظورتان از «برو» چیست؟ به هیچ وجه، شوخی میکنید.
چرا باید این کار را بکنم؟
من دارم میآیم دنبالتان، و جدی میگویم.
در خانهتان را میزنم، چه کار میخواهید بکنید؟
نظرات کاربران