مجله موسیقی ملود
0

آهنگ چینی 孤独 (Loneliness) از .G.E.M به همراه متن و ترجمه مجزا

又是另一个夜 雨飘的夜
在一条喧闹后的街 我望着月亮
忘了是雨还是泪水突然滑过脸上
心喃喃自语 我却又听不见
白天 我总笑容满面
为什么每夜 我总辗转难眠
自律和压抑 到底如何分辨
说要做自己 却不敢对自己正眼

原来孤独 是灯光下
所有人都对我佩服
但月光下 却一直害怕自己退步
你别停下 有个声音催促
但这无尽的赛跑为何追逐
If ain’t nobody stayed with me
那这是演给谁的戏
我看着一路多少人都扑空
到最后 怕自己也没什么不同
也背向了背向了初衷

皎洁的月光 请洁净我
洗净年月泼的墨
熄灭我吞下的烟火

我从小到大 凡事都要做到第一位
再艰难咬着牙 再累我不流一滴泪
我有着强迫症的意志力
天赋不能浪费
我让我家里几个柜子里
都放满了奖杯
这世界告诉你 成功要靠自己
什么叫做成功我却不知道定义
我已经变得热可炙手
但优秀还是没有为我带来自由

原来孤独
是感觉自己是那蓝天下的枯树
站在高处
伤口得自己捂住 无处哭诉
虽然我坚强但是我也偶尔无助
每当我祈祷上帝说努力了就好
但面对世界我只感觉自己瘦小
They say when you’re lonely Hang out with homies
他们不懂 说得容易
但我的Home里只有Me

皎洁的月光 请洁净我
洗净年月泼的墨
熄灭我吞下的烟火

对自己说了多少遍 I’m a super women
我逼着心里面 那渴望爱的小女生
要学会成熟点 有话就说给日记本
终于发现世界再冷 没有我对自己狠

我爸教我恒心能让 铁柱变成针
但一不小心能让 泥足陷很深
我是不是应该换个第三人称
问问自己 其实想过什么样的人生

原来孤独 是想哭却又不想瞩目
是努力融入
但你还 常常感觉自己格格不入
是不想辜负 了期待
你却又感觉束缚
唯一的安抚 是知道世界之大
这一刻和你一样 感到孤独的 无数

ترجمه فارسی

شبی دیگر، شبی بارانی.
در خیابانی پس از شلوغی و ازدحام، به ماه خیره می‌شوم.
یادم نمی‌آید باران بود یا اشک‌هایی که ناگهان از صورتم سرازیر شدند.
قلبم با خودش زمزمه می‌کرد، اما نمی‌توانستم صدایش را بشنوم.
در طول روز، همیشه لبخند می‌زنم.
چرا هر شب این‌طرف و آن‌طرف می‌روم؟
چگونه بین انضباط شخصی و سرکوب تمایز قائل می‌شوم؟
می‌گویم خودم خواهم بود، اما جرات نمی‌کنم به چشمان خودم نگاه کنم.
معلوم می‌شود تنهایی… زیر نور چراغ، همه مرا تحسین می‌کنند.
اما زیر نور ماه، همیشه از عقب افتادن می‌ترسم.
صدایی می‌گوید: “متوقف نشو،” اما چرا دنبال این مسابقه بی‌پایان بدوم؟
اگر کسی با من نمانده،
پس این نمایش برای کیست؟
من شاهد هجوم بی‌وقفه افراد زیادی به این میدان بوده‌ام.
در نهایت، می‌ترسم که من هم فرقی ندارم،
من هم به نیت‌های اولیه‌ام پشت کرده‌ام.
ای مهتاب درخشان، لطفاً مرا پاک کن، جوهر ریخته شده در طول سال‌ها را بشوی، آتش‌بازی‌هایی را که قورت داده‌ام خاموش کن.
از کودکی تا بزرگسالی، همیشه تلاش کرده‌ام که در همه چیز شماره یک باشم.
هر چقدر هم سخت باشد، دندان‌هایم را به هم می‌فشارم؛ هر چقدر هم خسته باشم، یک قطره اشک هم نمی‌ریزم.
من اراده‌ای شبیه به اختلال وسواس فکری-عملی دارم. استعداد را نمی‌توان هدر داد. چندین کابینت خانه‌ام را با جام‌ها پر کرده‌ام. این دنیا به شما می‌گوید… موفقیت به خودتان بستگی دارد.
موفقیت چیست؟ من تعریفش را نمی‌دانم.
من فوق‌العاده محبوب شده‌ام،
اما برتری برای من آزادی نیاورده است.
معلوم می‌شود تنهایی مثل یک درخت پژمرده زیر آسمان آبی است، در ارتفاع ایستاده‌اید، باید خودتان زخم‌هایتان را بپوشانید، جایی برای فریاد زدن ندارید.
اگرچه من قوی هستم، اما گاهی اوقات درمانده می‌شوم.
هر وقت از خدا دعا می‌کنم که تمام تلاشم را کرده‌ام،
در مقابل دنیا فقط احساس کوچکی می‌کنم.
می‌گویند وقتی تنهایی، با رفقا بگرد.
آنها نمی‌فهمند، گفتنش آسان است، اما خانه‌ام فقط مرا در خود جای می‌دهد.
ای مهتاب درخشان، لطفاً مرا پاک کن، جوهر ریخته شده در طول سال‌ها را بشوی، آتش‌بازی‌هایی را که قورت داده‌ام خاموش کن.
چند بار به خودم گفته‌ام: “من یک زن فوق‌العاده‌ام”؟
دختر کوچک درونم را که تشنه عشق است، مجبور می‌کنم
تا یاد بگیرد بالغ‌تر شود، تا آنچه را که می‌خواهم در دفتر خاطراتم بنویسم.
بالاخره متوجه می‌شوم که مهم نیست دنیا چقدر سرد باشد، به اندازه من با خودم سخت‌گیر نیست.
پدرم به من آموخت که پشتکار می‌تواند یک میله آهنی را به سوزن تبدیل کند،
اما بی‌دقتی می‌تواند به دام عمیقی منجر شود.
آیا باید دیدگاهم را تغییر دهم و از خودم بپرسم که واقعاً چه نوع زندگی‌ای می‌خواهم داشته باشم؟
معلوم می‌شود تنهایی… یعنی دلت می‌خواهد گریه کنی اما نمی‌خواهی مورد توجه قرار بگیری.
یعنی سخت تلاش می‌کنی تا با جمع جور شوی،
اما هنوز اغلب احساس می‌کنی جایی نداری.
یعنی نمی‌خواهی انتظارات را برآورده نکنی،
اما در عین حال احساس محدودیت می‌کنی.
تنها مایه آرامش این است که بدانی دنیا چقدر وسیع است،
و اینکه افراد بی‌شماری در این لحظه به اندازه تو احساس تنهایی می‌کنند.

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X