[Verse 1]
Twenty-five years and my life is still
Tryin’ to get up that great big hill of hope
For a destination
I realized quickly when I knew I should
That the world was made up of this brotherhood of man
For whatever that means
[Pre-Chorus]
And so I cry sometimes when I’m lying in bed
Just to get it all out, what’s in my head
And I, I am feeling a little peculiar
And so I wake in the morning and I step outside
And I take a deep breath and I get real high
And I scream from the top of my lungs
“What’s going on?”
[Chorus]
And I say, hey-ey-ey
Hey-ey-ey
I said “Hey, a-what’s going on?”
And I say, hey-ey-ey
Hey-ey-ey
I said “Hey, a-what’s going on?”
[Post-Chorus]
Ooh, ooh
Ooh
Ooh, uh huh
Ooh, ooh
Ooh
Ooh, uh huh
[Verse 2]
And I try
Oh my God, do I try
I try all the time
In this institution
And I pray
Oh my God, do I pray
I pray every single day
For revolution
[Pre-Chorus]
And so I cry sometimes when I’m lying in bed
Just to get it all out, what’s in my head
And I, I am feeling a little peculiar
And so I wake in the morning and I step outside
And I take a deep breath and I get real high
And I scream from the top of my lungs
“What’s going on?”
[Chorus]
And I say, hey-ey-ey
Hey-ey-ey
I said “Hey, what’s going on?”
And I say, hey-ey-ey
Hey-ey-ey
I said “Hey, a-what’s going on?”
And I say, hey-ey-ey
(Wake in the morning and step outside)
Hey-ey-ey
(Take a deep breath and I get real high)
(And I scream)
I said “Hey, a-what’s going on?”
And I say, hey-ey-ey
(Wake in the morning and step outside)
Hey-ey, yeah yeah yeah
(Take a deep breath and I get real high)
(And I scream)
I said “Hey, a-what’s going on?”
[Post-Chorus]
Ooh, ooh
Ooh
Ooh, uh huh
[Outro]
Twenty-five years and my life is still
Tryin’ to get up that great big hill of hope
For a destination, mmm
ترجمه فارسی
[قسمت ۱]
بیست و پنج سال گذشته و زندگی من هنوز …
تلاش میکنم تا از آن تپه بزرگ امید بالا بروم
به سوی مقصدی
وقتی فهمیدم که باید …
که جهان از این برادری انسانها ساخته شده است
به هر معنایی که باشد
[پیش-همسرایی]
و بنابراین گاهی اوقات وقتی در رختخواب دراز کشیدهام گریه میکنم
فقط برای اینکه همه چیز را بیرون بریزم، آنچه در سرم است
و من، من کمی احساس عجیب و غریبی دارم
و بنابراین صبح از خواب بیدار میشوم و بیرون میروم
و نفس عمیقی میکشم و خیلی خوشحال میشوم
و از ته دلم فریاد میزنم
“چه خبر است؟”
[همسرایی]
و من میگویم، هی-ای-ای
هی-ای-ای
گفتم “هی، چه خبر است؟”
و من میگویم، هی-ای-ای
هی-ای-ای
گفتم “هی، چه خبر است؟”
[قسمت قبل از ترجیعبند]
اوه، اوه
اوه
اوه، اوه، هاه
اوه، اوه
اوه، اوه، اوه
اوه، اوه، هاه
[قسمت ۲]
و من سعی میکنم
خدای من، آیا سعی میکنم
من همیشه سعی میکنم
در این موسسه
و من دعا میکنم
خدای من، آیا دعا میکنم
من هر روز دعا میکنم
برای انقلاب
[قسمت قبل از ترجیعبند]
و بنابراین گاهی اوقات وقتی در رختخواب دراز کشیدهام گریه میکنم
فقط برای اینکه همه چیز را بیرون بریزم، آنچه در سرم است
و من، من کمی احساس عجیب و غریبی دارم
و بنابراین صبح از خواب بیدار میشوم و بیرون میروم
و نفس عمیقی میکشم و خیلی خوشحال میشوم
و از ته دلم فریاد میزنم
“چه خبره؟”
[قسمت قبل از ترجیعبند]
و من میگویم، هی-ای-ای
هی-ای-ای
من گفتم “هی، چه خبره؟”
و من میگویم، هی-ای-ای
هی-ای-ای
گفتم “هی، چه خبره؟”
و من میگویم، هی-ای-ای
(صبح بیدار میشوم و بیرون میروم)
هی-ای-ای
(یک نفس عمیق بکش و خیلی خوشحال میشوم)
(و فریاد میزنم)
گفتم “هی، چه خبره؟”
و من میگویم، هی-ای-ای
(صبح بیدار میشوم و بیرون میروم)
هی-ای، آره آره آره
(یک نفس عمیق بکش و خیلی خوشحال میشوم)
(و فریاد میزنم)
گفتم “هی، چه خبره؟”
[بعد از همخوانی]
اوه، اوه
اوه
اوه، اوه ها
[پایانی]
بیست و پنج سال و زندگی من هنوز …
سعی میکنم از آن تپه بزرگ امید بالا بروم
برای یک مقصد، ممم
نظرات کاربران